محمد تقي المجلسي (الأول)
11
يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)
ان جانب راست از دوش تا بپاى بعد از ان جانب چپ و روا باشد عورتين را بهر دو جانب شستن و بهتر انست كه بهر دو جانب شويد و دست مالد بهر جائى كه اب بان نميرسد و ترتيب نگاهدارد چنان كه اوّل سر را بشويد با گردن پس جانب راست پس جانب چپ و امّا غسل ارتماس چنانست كه در ميان اب رفته نيّت كند و اخر نيّت را پيوسته دارد به رسيدن اب بجميع بدن و شبه ارتماس چنانست كه نيّت را پيوسته دارد بشستن عضوى و بلافاصله در اب رود يا در زير اب بايستد در جاى كه اب از بالا به زير مىايد و درين هر دو صورت ترتيب لازم نباشد و واجب است كه اعضا در وقت شستن پاك باشند و اب پاك و پاك كننده و مباح و مكان غسل نيز مباح باشد و سنّتست كه پيش از غسل استبرا كند اگر بانزال جنابت حاصلشده باشد و انچنانست كه بول كند و اگر نباشد دست بكشد بقضيب چنان كه در استبراء بول گذشت پس اگر بعد از استبرا ترى بر قضيب ظاهر گردد و معلوم نباشد كه چه تريست احتياج به غسل ديگر نباشد و اگر استبرا نكرده باشد غسل باسر گيرد و بعضى گفتهاند كه استبرا واجب است و اين به احتياط نزديكتر است و همچنين سنّت است كه پيش از غسل سه بار سر دسترا بشويد و سه بار اب در دهن كند و سه بار در بينى و روا باشد كه نيّت پيوسته دارد بيكى از انها و هنگام غسل ايندعا بخواند اللّهمّ طهّرنى و طهّر قلبى و اشرح لى صدرى و اجر على لسانى مدحتك و الثّناء عليك اللّهمّ اجعله لى طهورا و شفاء و نورا انّك على كلّ شىء قدير و دست بر همهء بدن بمالد و پياپى بشويد و قريب بيكمن و نيم اب به وزن تبريز غسل كند و مكروهست از كسى مدد جستن و جايز نيست كه ديگرى او را غسل كند و اگر در ميان حدثى كند مثل بول و غايط و مانند ان غسل را باسر گيرد و بعضى گفتهاند كه انغسلرا تمام كند و بعد از ان وضو كند و بعضى ديگر گويند كه التفات نكند و غسل او صحيح باشد فصل دهم در حيض و غسل آن حيض خونيست سياه كه از رحم بيرون مىايد بيشتر اوقات بحرارت و سوزش از جانب چپ از نه سالگى تا به پنجاه سالگى اگر قرشيه و نبطيه نباشد و تا به شصت سالگى اگر يكى ازينها باشد و نبطيه زنى را گويند كه از سواد عراق عرب باشد و بعضى گويند كه زنيست كه از طائفهء عرب كه بعجم امدهاند يا از عجم بعرب رفتهاند و اگر حيض مشتبه شود به خون بكارت اگر بر روى پنبه حلقه زده است خون بكارتست و الّا حيض و اقلّ ايّام حيض سه روز پياپى است و بيشتر ده روز و اقلّ ايّام طهر ده روز است و زنيكه خون بيند از سه حال خالى نيست مبتدءه و مضطربه و خداوند عادت مبتدءه انست كه او را عادتى نبوده و نيست او عمل مستحاضه كند و نماز بگذارد و روزه بدارد پس اگر خون او از ده روز نگذرد همه ان حيض بود روزهء ايّام را قضا كند و اگر از ده روز گذرد رجوع بتميز كند و انچنانست كه سه روز يا زياده تا بده روز خون سياه غليظ باشد و باقى ايّام برنگى ديگر انروزها را حيض گيرد و روزه قضا كند و اگر تميز نباشد بانكه خون در همه اوقات بيك رنگ بوده يا كمتر از سه روز يا بيشتر از ده روز سياه بوده رجوع بخويشان خود كند و بطريق ايشان حيض