المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
541
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
فوايدى چند : 1 - إبراء ذمّه طرف ، صدقه است ، پس « قصد قربت » لازم است . 2 - إبراء رجوع ندارد ، همانند صدقه . 3 - قبول در آن شرط نيست ، پس صدقه واقع مىگردد ، هرچند مديون قبول را نگفته باشد ، پس حضور او نيز ، شرط نيست و گفتگو هم لازم نيست . 4 - برخى از فقهاء چنين فهميدهاند كه : مندوب در اينجا بافضيلتتر از واجب است ، چون « مهلت دادن » واجب ، ولى « إبراء » مستحبّ مىباشد . خداوند متعال اين إبراء را « خير » قرار داده است ، پس فضل است ، ولى اين فهم درست نيست ، چون در خود ابراء جامع ، مهلت دادن و تصدّق نمودن هر دو مىگردد پس خير بودن به هر دو اعتبار ، با هم مىگردد . « إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ؛ « اگر شما حقيقت صدقه را دانسته باشيد و خيريّت و نيكوئى آن را بدانيد » چون علم تصديقى مسبوق به علم تصوّرى و موقوف بر آن است ، چون مقصود اين است كه : « اگر بدانيد كه آن خير و صلاح شما است » و اين سخن از زمخشرى گفته است . * * * [ 206 - 203 ] آيهء سوّم : « مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » « 1 » و در معناى آن سه آيه ديگر وجود دارد كه عبارتند از : « إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ ، قَرْضاً حَسَناً » « 2 » ؛ « وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً » « 3 » و « إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَ الْمُصَّدِّقاتِ وَ أَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً » « 4 » با اين پنج آيه ، معاصر ارجمند ما استدلال نموده است به اينكه : قرض به فرد مؤمن ارجحيّت دارد و در آن اجر و پاداش بزرگى نهفته است و خداوند متعال خود پاداش دهنده است ، چون اصل حقيقت ممنوع است . خداوند كه نيازى به وام و قرض ندارد ، از اين رو ، حمل به « قرض دادن به بندگان او » مىگردد . نگارنده را در اين خصوص نظرى هست و آن اين است كه : « إطلاق قرض » كه عبارت از اعطاء چيزى است تا عوض را آن را در وقت ديگرى بازگرداند ، نوعى استعاره
--> ( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء ، 245 ( 2 ) . سورهء تغابن ، آيهء ، 17 ( 3 ) . سورهء مزمّل ، آيهء 20 . ( 4 ) . سورهء الحديد ، آيهء 1 .