المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

532

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

2 - گرفتن قلم و مداد از بيت المال است و نيز كاغذى كه در آن نوشته مىگردد ، چون اين امر از مصالح جامعهء اسلامى است و اگر بيت المالى وجود نداشته باشد ، در جائى كه كاتب ، جهت نگارش خود ، أجرت و مزد مىگيرد ، بر عهدهء خود او است كه قلم را آماده سازد ولى تهيّهء كاغذ بر عهدهء او نيست ، بلكه تهيهء كاغذ بر عهدهء صاحب دين است ، چون اين نگارش بنا به مصلحت و نفع اوست ، ولى قطعا بر عهدهء مديون نيست كه قلم و كاغذ را آماده سازد . 7 - تعليم الهى : نگارش نامه و قرارداد آن گونه ، بايد صورت پذيرد كه خداوند عالم تعليم داده است : « كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ » گفته شده است اين قسمت ، متعلّق به كلمهء « يأب » مىباشد ؛ يعنى : امتناع نورزد نويسنده از آنكه بنويسد ، آن‌چنان كه خداوند تعليم داده است . « فليكتب » امر بعد از نهى است و تأكيد قول خداوند متعال است ، همانند اينكه تو به غلام خود مىگوئى : « در اينجا ننشين ، پاشو » و احتمال دارد كه متعلّق به امر « كتابت » بوده باشد ؛ يعنى نويسنده بايد بنويسد آن‌چنان كه خداوند تعليم داده است از روى تفضّل ، يعنى تشبّه به اخلاق الهى پيدا نمايد و با كتابت دين تفضّل كند آن گونه كه خدا تفضّل كرده است ، مانند قول خدا كه مىفرمايد : « أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ « 1 » » ديگر آنكه : او بنويسد آن گونه كه خداوند فقه آن را آموزش داده است و اصول فقهى در اين نگارش مورد عنايت قرار گيرد و طورى ننويسد كه بر خلاف مقتضاى تعاليم فقهى و الهى بوده باشد و ضرر و زيانى عائد متعاملين گردد . پس بنابر احتمال اوّل ، يك امر استحبابى و ندبى مىگردد و بنابر احتمال دوّم ، يك امر « وجوبى » مىباشد و بنابر احتمال اوّل « نهى سابق » مقيّد مىگردد و بنا به احتمال دوّم « امر مطلق » باقى مىماند . 8 - إملال حق و اداى آن : « ملال » يا « إملاء » هر دو به يك معنى مىباشند و اين كلمه در قرآن مجيد چندين بار آمده است كه يكى از آن موارد : اين جمله مىباشد : « فَهِيَ تُمْلى » ؛ « 2 » يعنى : آنكه بر عهدهء وى حقّ است ، بايد ، تمام و كمال بپردازد و اينكه چرا بايد إملال حق

--> ( 1 ) . سورهء قصص ، آيه ، 77 ( 2 ) . سورهء فرقان ، آيه 5 .