المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

893

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

هركس كه مورد ظلم و ستم واقع شود ، چه در نفس و جان يا چشم يا سر و صورت جراحتى وارد شود يا به مال و دارايى او تعدّى شود ، و بعد از ظلم و ستمى كه به او شده است ، اگر جهت استيفا و گرفتن حقّ خود به‌طور كامل استنصار و يارى طلبد ، بر او سلطه‌اى نيست . و « من » زيادى است چون بعد از نفى « ماء نافيه » است و آيه نيز اشاره بر اين مطلب دارد كه در مواردى مثل چشم يا جراحت و زخم ، يا مال و دارائى كه مورد تعلّل و مماطله و سهل‌انكارى واقع مىشود ، بدون حكم حاكم ، مجازات و قصاص نمايد ، البتّه در صورتى كه تعدّى و تجاوز به غير حقّ نشود . مقابله با مثل [ 424 ] آيهء نهم : « وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ ، عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ » ؛ كيفر بدى ، بدى همانند آن است ، پس هر كس عفو كند و بين خود و خصم را اصلاح نمايد ، اجرش با خداست ، خداوند يقينا ستمكاران را دوست ندارد » . آيه بر سه چيز دلالت دارد : 1 - بر همان چيزى كه دلالت دارد كه آيهء قبل بر آن اشاره داشت ، و جزا با اينكه حسن عاقبلت نيكوئىاش ، « سيّئة » ناميده شده است ، يا از باب « مجاز » است نامگذارى چيزى به اسم مقابلش ، به جهت اينكه آزار و آسيب مىرساند ، به كسى كه بر او واقع شده است ، مىباشد . 2 - آيه اشاره به نيكوئى و حسن عفو از گناه و سيّئهء دارد و اينكه عفو و گذشت از سيّئه ديگران اجر و پاداش عظيم و بزرگى در پى دارد كه به خاطر مبهم و نامشخص بودن آن كنه و حقيقت آن أجر معلوم نيست . 3 - واجب است كه قصاص و تلافى كردن به مثل و اندازهء هم باشد و از آن تجاوز نشود ، به دليل قول خداى متعال كه مىفرمايد : « يقينا خداوند ، ستمگر و متجاوز را دوست ندارد » . و مثل اين آيه در دلالت بر « مقابله به مثل » اين آيهء شريفه است : [ 425 ] « وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ » ؛ « 1 » « و اگر عقوبت و ستمى به شما رسيد ، مىتوانيد به اندازه و ميزان آن ، مجازات نكنيد و اگر شكيبانى كنيد ، اين كار براى صابران بهتر است » ( در عفو لذّتى ، است كه

--> ( 1 ) . سورهء نحل ، آيهء 12 .