المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

886

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

مؤمن نيست كه مؤمنى را بكشد ، مگر به خطا در اين صورت استثناء متّصل خواهد بود . ديه و خون بهاء بايد به اهل و كسان مقتول كه وارث او هستند ، تسليم و تحويل شود ، و « وارث » هر كسى است كه از مال ارث مىبرد ، البته به غير از برادران و خواهران مادرى به دليل روايات تأييد شده و گفته شده است : برادران پدرى نيز از ديه ارث مىبرند و باز گفته شده است : هر كسى از مال ارث مىبرد ، از ديه نيز سهم وارث مىبرد به دليل عموم آيهء « ارث » و لكن اقرب و نزديك‌تر به صواب حق ، قرابت و كسان مادرى مطلق به‌طور كلّى مىباشد . خواه برادر و غير برادر از آن محروم و بىبهره‌اند . موضوع ديگر اين است كه لازم نيست ديه و خون بهاء حتما از مال جانى و قاتل بوده باشد ، بلكه مىشود از مال عاقلهء او نيز پرداخت شود و « عاقله » پدر و اولاد و كسانى هستند كه از ناحيه پدر و مادر يا پدر تنها از جنس مذكّر هستند ، مىباشند اولاد و نه مادر و افرادى كه توسّط مادر تقرّب پيدا مىكند برحسب آنچه مصلحت مىبيند نزديك‌تر و نزديك‌تر . اگر نزديكان كوتاه آمدند و ديه وسيع‌تر و بيشتر شد در ضمن آنان ولىّ نعمت سپس ضامن جريره ، سپس امام و حاكم بر حسب ترتيب ارث در پرداخت ديه ، عاقله را كمك و يارى مىدهند .