المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

881

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

« قتلها » است ، حذف شده است ، يعنى : خدا حرام و ممنوع كرده قتل و كشتن آن نفس را و « إلّا بالحقّ » ؛ يعنى : جز به يكى از اين سه چيز 1 - زناى محصنه 2 - كفر بعد از ايمان - مرتدّ شدن و از دين برگشتن . 3 - قتل مؤمن از روى عمد و آگاهى . « مظلوم » كسى است كه بدون استحقاق و ارتكاب هيچ كدام از اين سه مورد كشته شود . تفسير كلمه سلطان : 2 - « فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً » تا آخر آيه . مراد از « ولى » كسى است كه كارهاى مقتول را دنبال و سرپرستى مىكند و آن فرد وارث يا قائم مقام او است و مراد از « سلطه » در اينجا حكم قصاص و تسلط بر جانى و قاتل يا عاقلهء اوست كه يا عفو مىكند و يا ديه مىگيرد و يا در جاى خودش قصاص مىكند « عاقله » اقارب و خويشاوندان پدرى است كه همه در دفع و پرداخت ديه ، شريك هستند . فزون طلبى در قتل ، ممنوع : 3 - « فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ » گفته شده است : ضمير در « يسرف » راجع به قاتل است ، به اينكه كسى را كه قتلش جايز و روا نيست ، بكشد ، زيرا فرد عاقل هرگز كارى را كه هلاكت و نابودى خود در آن است ، انجام نمىدهد و قول ديگر اين است كه : ضمير راجع به « ولى » است ، يعنى : ولى در مقام قصاص نبايد زياده‌روى و اسراف كند ، به اين معنى كه غير قاتل را نيز بكشد ، يا جماعت و گروهى را در مقابل يك نفر بكشد و يا يك مرد را در مقابل يك زن و بدون حق بيشتر او بكشد ، چون ديهء زن ، نصف ديهء مرد است » « 1 » . پس اگر مردى زنى را بكشد ولىّ دم زن ، مىتواند او را بكشد و نصف ديه را هم بدهد و همچنين اگر جماعت و گروهى يك فرد را بكشند ، ولىّ دم ، مىتواند همهء آنها را بكشد و ديهء يك نفر را بپردازد ، يا بعضى را بكشد و بقيّه به مقدار جنايتشان ديه بپردازند ولىّ دمّ آن را خود تمام و كامل كند . امّا اگر زن مردى را بكشد ، « ولىّ خون » فقط مىتواند او را بكشد ، به دليل قول پيامبر ( ص ) كه فرمود : « جانى و جنايت‌كار بيش از نفسش مجازات نمىشود » . و نيز اگر فردى جماعت و گروهى را بكشد ، براى اولياء دماء جز قتل او ، راه ديگرى نيست و

--> ( 1 ) . خلاف شيخ طوسى ، ج 3 ، ص 131 ، مسئلهء 93 .