المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

882

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

نيز اگر برده و غلام ، حرّ و آزادى را بكشد ، براى ولىّ دم را فقط قتل برده لازم است و سبيل و سلطه بر مولايش ندارد و ابن عامر و حمزه دو نفر از قرّاء هفتگانه « فلا يسرف » را با « تاء » خوانده‌اند بنابر اينكه خطاب متوجّه قاتل يا ولى دم بوده باشد و باز گفته شده است : خطاب متوجّه به نبىّ اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) است ، و لكن اين قول ضعيف و سست است . 4 - « إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً » ضمير راجع به ولىّ دم است ، به معناى اينكه خداوند به واسطهء تشريع حكم قصاص او را نصرت و يارى كرده است . قول ديگر اين است كه : ضمير راجع به مقتول است ، به اين معنى كه خداوند در دنيا به سبب قصاص ، و در آخرت نيز با دادن ثواب و پاداش عظيم خود ، او را نصرت و يارى نموده است . قول سوّم اين است كه : « ضمير » راجع به به كسى است كه از روى اسراف و زياده‌روى كشته شده است . « لا مقتول اسرافا » ؛ به معناى اينكه خداوند با واجب كردن قصاص ، در آنچه ولى به آن تعدّى و تجاوز نموده است و وزر و گناه را بر مسرف و اسراف كننده ثابت كرده است او را نصرت و يارى نموده است . * * * [ 418 ] آيهء پنجم : « وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً » : « 1 » « هر كس مؤمنى را به عمد و خواسته و دانسته بكشد ، مجازاتش آتش جهنّم است كه در آن براى هميشه خواهد ماند و مورد خشم و غضب و دورى از رحمت خدا واقع خواهد شد . و عذابى بسيار عظيم و سخت ، برايش آماده و فراهم ساخته است » . وعيدهاى غليظ و شديد خداوند متعال قتل مؤمن را بسيار عظيم و بزرگ شمرده و آن را خطرناك دانسته و وعيد و تهديد نسبت به آن را به نهايت و كمال خود رسانده است ، تا آنجا كه در اين آيه پنج تهديد و وعدهء عذاب را ذكر كرده است كه هر يك به تنهائى در عظمت و بزرگى جرم و جنايت آن كفايت مىكند و آن پنج تهديد چنين است : 1 - جهنّم 2 - خلود و هميشه بودن در آن . 3 - خشم و غضب خداوند 4 - لعنت و دورى از رحمت واسعه‌اش 5 - عذابى عظيم و سخت بر او ، بعد از تقرير و بيان مجازات خدا در اينجا

--> ( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 93 .