المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
863
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
به خاطر خصوص واقعه است و قبلا معلوم شد كه خصوص واقعه و شأن نزول ، موجب اختصاص حكم به همان مورد نيست . 2 - إفترا و تهمت به لواط ، مثل افترا و تهمت به زنا است ، بدون هيچگونه تفاوتى و همين طور در مورد سحق يعنى زنى كه با زن ديگرى وطى كرده است به همين صورت است ، امّا قذف و تهمت به كفر و بىدينى يا شدّت خمر و غير آن از ساير معاصى و گناهان آنها ، موجب تعزير و تأديب و پايينتر از حدّ مىباشد . 3 - در قذف ، تازيانه را روى لباسش مىزنند ، بر خلاف حدّ زنا ، كه بايد در كلّ بدن عريان و برهنه بودن تازيانه بر بدنش زده شود و گفته شده است در زنا همانطور كه او را يافتهاند ، تازيانه زده مىشود و ضرب در قذف متوسّط است و امام باقر ( عليه السّلام ) فرموده است : « مرد ايستاده تازيانه مىزند همانطور كه يافته شده و زن نشسته » ، « 1 » 4 - در « مقذوف » حريّت و آزادى و بلوغ ( بالغ بودن ) و اسلام ( مسلمان بودن ) شرط است و اگر بر خلاف آن باشد ، قافذ آن را تعزير مىكنند . 5 - « حدّ قذف » ، حقّ النّاس است كه إقامه و اجراى آن متوقّف بر مطالبهء آن است و به هيچ وجه با « توبه » ساقط نمىشود ، مگر با عفو از مقذوف ، آن هم قبل از ثبوت ، نه بعد از ثبوت ، و رضايت مقذوف جزيى از توبه است و اگر فرد دروغگو باشد ، به معناى تكذيب كردن خويش و تخطئه و خطاكار دانستن خويش است . اگر صادق و راستگو باشد ، بدون آن ، شهادتش قبول و پذيرفته نيست . 6 - بعضى گفتهاند : سختترين و شديدترين ضرب و تازيانه در « تعزير » است ، پس از آن در « زنا » است ، بعد از آن در « شرب خمر » است ، بعد از آن در « قذف و إفترا زدن » است ، چون كه قافذ در آنچه مىگويد ، صادق است ، امّا عقوبت و كيفر آن به خاطر صيانت و حفظ آبرو و ناموس است ، و شارع مقدّس براى حفظ و صيانت از آن فرموده است : « و لا تجسّسوا » ؛ « و هرگز از حال درونى يكديگر تجسّس نكنيد » « 2 » و فرموده است :
--> ( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 18 ، ص 649 ، شماره ، 21992 ( 2 ) . سورهء حجرات ، آيهء 13 .