المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
859
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
است . محمّد بن حمزه روايت مىكند كه : گروهى از زنان خدمت امام صادق ( عليه السّلام ) رسيدند . يكى از آنها از سحق و مساحقهء زنان با يكديگر سئوال كرد ، حضرت فرمود : حدّ آن همان حدّ زنا است . يك صد تازيانه . زن گفت : از اين عمل در قرآن يادى نشده است ، امام ( ع ) فرمود : چرا ؟ ، عرض كرد : در كدام سوره و كدام آيه ؟ امام فرمود : كار آنها همان كار اصحاب الرّس است . « 1 » متوكّل و سؤال از امام هادى ( ع ) : 2 - نقل شده است : متوكّل كسى را به محضر ابن الحسن على بن محمّد عسكرى ( عليهما السّلام ) فرستاد تا از حكم فرد نصرانى كه با زن مسلمانى كار زشتى مرتكب شده و بعد از دستگيرى و هنگام اقامهء حدّ بر او اظهار مسلمانى مىكرد ، سؤال نمايد ، حضرت فرمود : حكم دربارهء او اين است كه آن قدر تازيانه بر او زده شود تا بميرد و استناد به اين آيه كرد : [ 404 ] « فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ ، وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ ، فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ » ؛ « 2 » « و آنگاه كه شدّت قهر و عذاب ما را مشاهده كردند ، گفتند : به خداى واحد ايمان آورديم و به همهء بتهايى كه شريك خدا گرفته بوديم ، كافر شديم امّا ايمانشان پس از ديدن مرگ و عذاب به آنها سودى نبخشيد ، سنّت خدا اين گونه در بين بندگانش جارى و حكمفرماست و در آنجا كافران زيانكار شدهاند » . اين آيه دلالت دارد كه اگر كافرى با زن مسلمانى زنا كند ، حدّ او قتل است » . « 3 » قضاوت بىمحلّ : 3 - روايت شده است ، زنى نزد عمر آمد و گفت : زنا كردهام ، حدّ الهى را بر من جارى كن ، عمر دستور رجم او را داد و على ( عليه السّلام ) در آنجا حضور داشت ، به عمر فرمود : از او سئوال كن كه چگونه زنا كرده است ؟ زن گفت : در بيابان و دشتى بىآب
--> ( 1 ) . زنان آنها به جاى مردان به يكديگر مشغول بودند و سحق زنا در اصحاب وزنهاى آنها مساحقه كننده بودند . خداوند آنها را با تندبادى به شدّت عذاب كرد و زمين زيرپايشان را چون سنگ كبريت قرار داد كه هر لحظه شعلهور و سوزان مىشد و ابرى سياه و ظلمانى مثل پارهاى آتش سوزان به آنها سايه افكن شد و بدنهاى آنها را چون سرب در آتش ذوب كرد . ( 2 ) . سورهء مؤمن ، آيهء 84 و 85 . ( 3 ) . فقه القرآن ، جلد 2 ، ص 376 ، غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 156 .