المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
842
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
شدن آن ، گفته شده است به علّت خبر كان بودن مىباشد كه رجل هم اسم آن باشد و يورث صفت رجل مىباشد و برخى گفتهاند كه به علّت مفعول له بودن مىباشد مانند قعدت عن الحرب جبنا از جنگ به خاطر ترس فرو نشستيم ولى بهتر آن است كه گفته شود منصوب بودن آن به علّت تمييز بودن مىباشد چون در مورد كلمهء موروث احتمال وجوهى داده مىشود كه ابهام آن با كلمه « كلاله » بر طرف مىگردد . سپس إطلاق آن به موروث به اين جهت است كه او والد و ولد از خود باقى نگذاشته است و نسبتى هم به وارث ندارد پس گفته مىشود آن كسى است كه نه والد است و نه ولد و صحيحتر آن است كه آن قرابت و خويشاوندى عرضى است نه طولى همانند برادران ، خواهران ، عموها ، عمّهها ، دائىها و خالهها و اولاد همه اين صنوف و مقصود از آن در اينجا آن برادرانى است كه مادر ، خويشاوندى پيدا مىكنند امّا اقلا بنا به قرائت چون أبى و سعيد بن مالك كه خواندهاند ، « و له اخ أو أخت من الامّ » و ثانيا خداوند متعال در آخر همين سوره نساء جهت دو خواهر كلالهاى ثلثين قرار داده است و جهت برادران تمام تركه را و در اينجا بر هر واحدى ثلث و بر اكثر ثلث قرار داده است پس معلوم مىگردد كه برادران اينجايى غير از آن برادرانى است كه آنجا قرار دارند و چون مقدّر در اينجا نصيب مادر است آنچنان كه گذشت پس مناسب آنست كه مقصود از آن برادران مادرى بوده باشند كه سهم او است امّا ثالثا پس به علّت روايات متضافره فراوان اصحاب ما و رابعا كه اجماع بر آن منعقد مىباشد . فوائدى چند : 1 - افزون از مذكور از ثلث و سدس به وارث از آنان برمىگردد اگر جز آن وارث در اينجا وارثى نبوده باشد و پيش فقهاى اهل سنّت به نزديكترين عصبه آنچنان كه خواهد آمد . 2 - اين مرتبه يعنى مرتبه برادران همان واحد دوم بعد از طبقه پدر و مادر و فرزندان مىباشد . ارث به آن طبقه منتقل نمىشود مگر بعد از مرتبهء اوّلى عموما و همچنين به مرتبهء سوّم منتقل نمىشود مگر پس از انعدام تمام مراتب طبقهء دوّم . 3 - ذكر وصيّت مكرّر شده است و اينكه آن مقدّمه بر ميراث مىباشد جهت تأكيد به حال متوفىّ مىباشد وصيّت و كلمه غير مضّار حال كسى است كه به او وصيّت مىشود و مضّاره در وصيّت عبارت از آن است كه بيشتر از ثلث خويش را وصيّت