المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
830
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
نزديكان وارث هستند نه افرادى كه مردهاند ، به دليل آنكه به طرف آنان عطف كرده است ، در صورتى كه مفاد آيه غير از آن است : « وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ » ؛ و آنان وارثان هستند ، چون مىفرمايد : « فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ » ؛ يعنى : سهم آنان را بدهيد . كلمهء « عقدت » ، عقدت و عاقدت نيز خوانده شده است و معنى آنها همه يكى است . « أيمان » در اينجا جمع يمين ( دست راست ) است ، چون وقتى آنان عقد يا عهدى مىبستند ، دست راست خود را به دست راست طرف مسح مىنمودند ، پس عهد كننده مىگفت : خون تو ، خون من است و انتقام تو ، انتقام من و جنگ تو ، جنگ من و صلح تو ، صلح من است . تو از من ارث مىبرى و من از تو ارث مىبرم ، تو مرا مطالبه مىكنى و من تو را مطالبه مىكنم ، من از تو ديه مىدهم و تو نيز از من ديه مىدهى ، پس براى همپيمان خود ، يك ششم از ميراث هم پيمانش عائد مىگرديد و اين از باب اسناد فعل به آلت و سببش مىباشد . و گفته شده است از باب جمع يمين ، قسم مىباشد . پس از باب اسناد فعل به سببش مىباشد . حال كه معناى « عقدت » را دانستى ، بدان كه در اين مورد فوايدى وجود دارد كه به بازگويى برخى از آنها مىپردازيم : فوائد بحث : 1 - در عهد جاهليّت ، مردم با اين عقد و پيمان از همديگر ارث مىبردند ، بىآنكه أقارب و نزديكان ارث ببرند . پس خداوند متعال در آغاز اسلام آنان را بر عهد و پيمانهاى خويشتن تقرير و تثبيت نمود . سپس اين نوع عهد و پيمان نسخ گرديد . پس با اسلام و هجرت از همديگر ارث مىبردند و روايت شده است كه پيامبر خدا ( ص ) بين مهاجرين و انصار أخوّت و برادرى ايجاد كرد . هنگامى كه وارد مدينه شدند ، يك فرد مهاجر از انصار ارث مىبرد و بالعكس ولى نزديكترين فرد مهاجر نمىتوانست از مهاجر ارث ببرد . در اين خصوص آيهاى نازل شد . * * * [ 388 ] « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ » ؛ « 1 »
--> ( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء 72 .