المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

824

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

* * * [ 384 ] آيهء نهم : « وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما إِلَّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ » ؛ « 1 » « بر جهودان هر حيوان ناخندار ( مانند طيور و پرندگان ) و از جنس گاو و گوسفند نيز پيه را حرام كرديم . مگر آنچه در پشت آنها است . يا به بعضى روده‌ها يا به استخوانها آميخته است و آنها چون ستم كردند ما بدين حكم آنها را مجازات نموديم ، البتّه تمام وعده‌ها و سخنان خدا راست خواهد بود » . 1 - مقصود از « ذى ظفر » ، هر حيوانى است كه انگشتانش باز نيست . مثل شتر ، شترمرغ ، كبك و هر صاحب چنگال و . . . و نيز « حاصر » را هم به صورت مجازى « ظفر » ناميده‌اند ، خداوند متعال به آنان خبر داد كه هر صاحب ذى ظفر را با تمام اجزاى آن حرام نموده است . امّا پيه گاو و گوسفند را تحريم نموده است ولى از پيه هم سه مورد را استثناء كرده است : نخست : هر آنچه كه در پشت واقع شده باشد . مانند كوهان دوّم : هر آنچه كه در امعاء و احشاء قرار گرفته باشد . سوّم : هر شحمى كه با استخوان‌ها مختلط بوده باشد كه همان شحم كناره ران‌هاى آن است . گفته شده است : « حوايا » عطف بر شحوم مىباشد و « أو » به معناى « واو » مىباشد . پس آنها نيز حرام مىگردند . ولى بهتر آن است كه ما گفتيم كه عطف شدن آن به جاى « على الظّهور » مىباشد . پس مرفوع مىشود و داخل در مستثنى مىگردد ، چون در نزديكى آن واقع شده است . 2 - در آيه دلالتى بر حليّت اين اشياء در آن شريعت مىباشد و گرنه در اختصاص دادن يهود به تحريم ، فايده‌اى در كار نبود . 3 - در آيه دلالتى بر اين امر است كه « نسخ » جايز و روا مىباشد و « نسخ » تابع مصلحت و لطف پروردگار است .

--> ( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 146 .