المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

809

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

2 - « وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ » : مقصود از آن ، هر كسى است كه از طريق درندگان بهائم به دست مىآورد . احتمال دارد كلمهء « ما » در اينجا موصوله بوده باشد و « واو » عاطفه است . پس تقدير كلام به اين صورت مىباشد : « و صيد هر چيزى كه شما تعليم شده‌ايد » يعنى : « بر شما صيد هر آن چيزى كه تعليم داده‌ايد ، حلال شده است » و احتمال دارد « ما » در اينجا شرطيّه بوده باشد ، پس « واو » ابتدايى است و جواب شرط نيز « فكلوا » مىباشد . از اين آيه احكامى استفاده مىشود : 1 - خوردن صيد كلب غير معلّم ، مباح نيست . 2 - تعليم جوارح و صيد با آنها مباح است . 3 - در مباح بودن صيد ، لازم است پاره شده و جراحت وجود داشته باشد . معناى « مكلّبين » ، « مؤدّبين » است و در اين معنى نظرى است ، چون درست نيست كه گفته شود : هر آنچه شما تعليم داده‌ايد ، در حالى كه مؤدّب هستند ، چون « تعليم » قبل از « تأديب » است . بهتر آن است كه گفته شود : آنها در تعليم ، « ماهر » هستند و « نصب » آن به جهت « حال بودن » مىباشد و در آن ايماء و اشاره‌اى است بر اينكه « تعليم » جز بر سگ انجام نمىپذيرد ، چون مكلّب همان صاحب كلب مىباشد ، هرچند « كلب » بر هر درنده‌اى اطلاق مىشود ، چون رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مىفرمايد : « بر آنان كلبى از كلب‌هاى خودت را مسلّط فرما « 1 » » . ولى اين نام تنها در اين حيوان معهود حقيقت ، مىباشد . پس اشتقاق از آن كلمه است . پس مقيّد و مخصّص گذشته مىباشد . از اين‌رو اصحاب ما « صيد جوارح » را به دو قسم تقسيم نموده‌اند . يكى در موردى است كه حيات آن درك شود ، پس جز با تذكيه حلال نمىگردد و ديگرى حيوانى است كه ذكات آن درك نشود . اگر در اين صورت ، مقتول سگ بوده باشد ، پس حلال است و در غير اين صورت شكار هر كدام از جوارح و درندگان كه بوده باشد ، حرام است . اين حكم از امام باقر و امام صادق ( عليهما السّلام ) منقول مىباشد . فايده : گفته شده است : جبرئيل بر پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) نازل شد و جلوى درب خانه ايستاد و استيذان نمود . پس پيامبر ، اذن داد ولى او داخل نشد ، سپس پيامبر

--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 314 .