المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
810
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بيرون آمد و فرمود : به تو اذن داديم ، پس چرا داخل نشدى ؟ جبرئيل عرض كرد : ما گروه فرشتگان به منزلى كه در آن سگ يا تصوير آن بوده باشد ، وارد نمىشويم : پيامبر خدا نگاهى افكندند ، ديدند در برخى از خانهها سگ وجود دارد . پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : من در مدينه سگى را سالم نمىگذارم ، تمام آنها را به قتل مىرسانم ، پس سگها گريختند و به منطقه « العوالى « 1 » » رسيدند . هنگامى كه اين آيه نازل شد ، مسلمانان گفتند : اى رسول خدا ! پس ما چگونه صيد كنيم ، در حالى كه تو امر به قتل سگها دادهاى ؟ رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) چيزى نفرمودند . پس وحى آمد كه از اذن در نگهدارى سگها خبر مىداد ، البتّه آن نوع سگهايى كه مىتوان از وجود آنها بهره گرفت پس رسول خدا ( ص ) فرمود : سگهاى صيد و سگهايى كه با گلهء گوسفندان همراهى مىكنند و سگهايى كه پاسبانى خانهها را انجام مىدهند ، در نگهدارى آنها مأذون هستند » . تعليم سگها : 3 - « تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ » ؛ « 2 » « به آنان ياد مىدهيد از آن چيزهايى كه خداوند به شما تعليم داده است » در اين قسمت از آيه اشارهاى است بر اينكه تعليم و تربيت ، مستفاد از مكتب وحى است و اين يك حقيقت ثابت شده است . اصحاب ما با استفاده از سخنان پيشوايان هدايت ( عليهم السّلام ) به اين نكته رسيدهاند كه فرمودهاند : تعليم سگ با چند چيز به دست مىآيد : 1 - قبول فروفرستادن سگ 2 - پذيرش منع در صورتى كه منع كنند 3 - نخوردن صيد خويشتن 4 - استمرار بر اين امر قبول عدم تخلّف از برنامه به موارد نادر اعتبارى نيست ، خواه مثبت بوده باشد يا منفى . 4 - خوردن شكار سگ : « فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ » ؛ « پس از چيزهايى كه براى شما نگه داشتهاند ، بخوريد » . در اين فراز از آيه ، اشارهاى است بر اينكه خوردن آنچه را كه سگ از آن خورده است ، مباح نيست . از اين رو پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به عدّى بن حاتم فرمود : « اگر چيزى از آن را بخورد ، تو از آن نخور ، چون آن را براى خودش نگه داشته است « 3 » » ! و اين رأى قول اصحاب ما و اكثر فقهاى عامّه نيز مىباشد ،
--> ( 1 ) . « العوالى » قيمت بالاى شهر مدينه است كه نسبتا مرتفعتر از شهر است به حدّى كه آب باران آن منطقه به پائينتر سرازير مىگردد و امروز همراه شارع قربان و شارع على بن ابيطالب ( ع ) منطقهء شيعه نشين مدينه مىباشد . ( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 16 ، ص 127 . ( 3 ) . سنن نسائى ، ج 7 ، ص 183 .