المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
675
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
عقد موقّت : 9 - « وطى » به سبب ملك يمين در نشر حرمت مصاهرهاى ، حكم عقد نكاح را دارد ، همچنين نزد فقهاى ما وطى با عقد موقّت نيز همين حكم عقد دائم را دارا مىباشد . 10 - اگر فردى با عمّه يا خالهء خودش زنا نمايد ، دختران او طبق فتاواى اصحاب بر زانى ، حرام أبدى مىگردند . و اگر با زنى ازدواج كند و به آن زن بر ازدواج اين شخص با دختر خواهر يا دختر برادرش راضى نباشد ، اجماعا اين دو دختر بر اين شخص ، حرام مىشوند ، اما اگر زن بر عقد آنها رضايت بدهد ، فقهاى اصحاب ما قائل بر حليّت يكى از آن دو ( دختر خواهر و دختر برادر ) مىباشند . بر خلاف بقيّهء فقها ( كه حتّى با رضايت عمّه يا خاله نيز اين ازدواج را صحيح نمىدانند ) ، اگر مادر و دخترش را با يك عقد به نكاح درآورد ، عقد باطل مىشود و بعد از آن فقط مىتواند با دختر آن زن ، ازدواج نمايد ( نه با مادرش ) . اما اگر در يك عقد با دو خواهر ازدواج نمايد ، عقد فاسد است ، امّا بعدا مىتواند با يكى از آنان ، عقد نكاح بخواند . فايدهء فقهى : در اينجا فايده زيبايى وجود دارد كه كثيرى از علما از تعرّض به آن غافل ماندهاند و آن اينكه : اجتماع و با هم بودن مطلوب خداوند سبحان مىباشد و به همين دليل مردم را به اجتماع در عبادات ( نماز جماعت ) فرا خوانده است ، تا همراه با عبادت خدا ، كمال ممكن ، براى آنها حاصل شود . و اين خروج ما بالقوه به فضيلت است . در نتيجه بقاى خود اشخاص ملزم آن اجتماع است و چون بقاى نوع به بقاى اشخاص آن نوع بستگى دارد ، بقاى نوع انسان نيز حاصل نمىشود ، مگر با بقاى افراد انسان ، بقاى افراد نيز فقط با دوام ازدواج ممكن است . ازدواج نيز با محبّت بين زوجين به دست مىآيد ، و به همين دليل نيز خداوند سبحان محبّت بين آن دو را از آيات الهى قرار داده و در مقام امتنان فرموده است : « وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً » ؛ « محبّت نيز فقط با انس با همديگر و اجتماع حاصل مىشود » . بنابراين اجتماع و انس ، هر دو مطلوب خداوند است . امّا از آنجا كه « نسب » ، خود موجب مودّت و محبّت است ، براى حصول آن ، اجتماع لازم نيست . بنابراين نكاح اقارب و نزديكان نيز مشروع نگرديده است ، چون بدون نكاح نيز ، مودّت و اجتماع حاصل است و تحصيل حاصل ضرورت ندارد امّا در ديگران ،