المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

621

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

33 - كتاب عتق و توابع آن نوع پانزدهم از توابع دين عتق و توابع آن مىباشد و در اين باره آياتى وجود دارد : [ 287 ] آيهء اوّل : « وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ » ؛ « 1 » « هنگامى كه به آن فردى كه خدا به او احسان كرده است ، و تو نيز به او احسان نمودى » . « انعام خداوند » توفيق و هدايت او به اسلام مىباشد و « انعام » و « احسان پيامبر » آزادسازى او از بردگى و ذلّت و غلامى است و فرد مشار اليه زيد بن حارثه مىباشد و داستان او به اين ترتيب است : زيد بن حارثه در يكى از جنگ‌ها اسير شد و همراه ديگر اسيران به مكّه آورده شد . پس قوم او آمدند و اسيران خود را با پرداخت پول ، آزاد ساختند . از آن ميان ابو حارثه بود كه از پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آزادى او را در مقابل اندك پولى ، درخواست داشت چون اين اسير جنگى در سهم پيامبر خدا ( ص ) قرار گرفته بود . « 2 » پيامبر خدا ( ص ) فرمود : اگر تو را خواستند ، نزد آنان برو . تو بدون پرداخت چيزى از آن آنها مىباشى . هنگامى كه پدر زيد آمد ، اين اطاعت او را ناروا شمرد و جدا گشتن ، از رسول خدا را مكروه و ناروا دانست . اين امر به پدر گران آمد و نسبت به او تبزّى جست . او جريان را به پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) گزارش نمود . پس او را آزاد ساخت و قيمت را به او بخشيد و فرزند خويش قرار داد . پس از اين جريان او را « زيد بن محمّد » مىناميدند ( كه تفصيل آن خواهد آمد ) . مقصود از اين آيه ، بيان مشروعيّت « عتق » مىباشد كه خداوند متعال آن را به عنوان « إنعام و احسان » ياد كرده است ، چون « عتق » و آزادسازى سبب مىگردد كه فرد آزاد شده نوعى حيات جديدى را پس از نابودى در عرصهء غلامى ، احساس كند و اين آزادى نوعى نعمت است كه با هيچ چيز ديگرى ، قابل مقايسه و موازنه نيست .

--> ( 1 ) . سورهء احزاب ، آيهء ، 37 ( 2 ) . او زيد بن حارثه بن شراحيل بن كعب بن عبد العزّى و مادرش سعدى ، دختر ثعلبه بود .