المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
615
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
« خدا به قسمهاى بيهوده ( كه به زبان است ، نه بهدل ) شما را مؤاخذه نخواهد كرد ، و لكن بر آن سوگندى كه از روى عقيدهء قلبى ياد مىكنيد ، مؤاخذه خواهد نمود و كفّارهء آن طعام دادن به ده فقير است ، از آن طعام متوسّط كه بر اهل خود غالبا تهيّه مىنمائيد و يا جامه بر آنان بپوشانيد و يا يك بنده آزاد سازيد و هر كس توانايى آن را ندارد پس سه روز روزه بدارد ، اين است كفّارهء سوگندهايى كه ياد مىكنيد . بايد حرمت سوگندهاى خود را نگه داريد خدا اين گونه به صورت روشن ، آيات خود را براى شما بيان مىكند ، شايد كه شكرگزار او باشيد . » فوايدى چند : 1 - درگذشته معناى سوگند لغو گذشت و در اينجا مىافزاييم كه حقّ آنست كه آنچه به زبان سبقت مىكند ، بدون آنكه قصدى داشته باشد ، آن « لغو » است . از حسن بصرى در مورد آن سؤال شد . فرزدق كه حاضر بود ، گفت : اجازه بدهيد من پاسخ دهم . پس در جواب گفت : تو هرگز دربارهء لغوى كه مىگويى ، مورد مؤاخذه نيستى ، در صورتى كه از روى عمد و قصد نباشد ، آن نوع عمدى كه تصميمگيرندگان آن را عزم و اراده مىنامند . اينك متن شعر « و لست بمأخوذ بلغو تقوله اذا لم تعمّد عاقدات العزائم » و اين همان معنايى است كه ما اراده كردهايم و اين امر براساسى است كه حكم قسمها حكم ايمانها و اعتقادها را دارد ، كما اينكه در زبان در حقيقت ايمان نيست ، مادامى كه با قلب عهد و گره نخورده باشد ، همانگونه به قسمها با زبان نيز قسمى نيست كه موجب كفّاره و گناه گردد . 2 - حمزه و كسايى « عقدتم » را با تخفيف خواندهاند و ابن عامر آن را « عاقدتم » قرائت نموده است و آن فاعل به معناى فعل است ، همانند « عافاه اللّه » ولى بقيّه قاريان با تشديد قرائت نمودهاند و معناى همگى آنها يعنى توثيق نموديد قسمهاى خود را با قصد و نيّت ، نه به زبان و لقلقهء آن طبرى قرائت تشديد را منع نموده است ، چون مشدّد بودن درست نيست ، مگر با تكرار عين و قسم در حالى كه مؤاخذه و تنبيه با يك بارهم حاصل مىشود . چند نوع پاسخ : از اين جواب ، به چند نوع پاسخ دادهاند : اوّل : تعقيد آنست كه با قلب و لسان هر دو محكم نمايد و اگر با يكى از آنها محكم كند ، هرگز تعقيد نمىشود .