المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

587

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

اعراب دارد و مقصود از « نماز » عصر است ، چون نماز عصر ، وقت اجتماع مردم است يا اينكه آن وقت ، وقت تصادم فرشتگان شب و فرشتگان روز مىباشد و « لام » در آن كلمه ، براى « عهد » است و برخى گفته‌اند هر نمازى بوده باشد ، در اين صورت « لام » جهت جنس است و اين نظر أولى است . « لا نشترى به » مقسم عليه است و « ان إرتبتم » ؛ يعنى : « وارث شكّ و ترديد داشت » و اين جملهء معترضه است و فايده‌اش اختصاص قسم به حال ريبه و شكّ است و معنايش اين است : « ما با قسم و سوگند به خدا ، متاع دنيا را مبادله نمىكنيم » يعنى : قسم دروغ و سوگند بىجهت براى طمع دنيا نمىخوريم و لو اينكه مقسم له از نزديكان ما باشد و جواب آن محذوف است كه كلمهء « نستبدل » مىباشد . « و لا نكتم شهادة اللّه » و شهادت خدا را كه ما را امر به گواهى نموده است « كتمان نمىكنيم و اگر كتمان نموده باشيم ، در آن صورت از گناهكاران هستيم » . شعبى در كلمهء « شهادت » مكث مىنمود و كلمهء « اللّه » با آغاز مىنمود . بنابر حذف حرف قسم و تعويض حرف استفهام از آن « فان » ؛ يعنى : « اگر آگاه گرديد بر اينكه آن دو نفر انجام داده‌اند ، چيزى را كه اثم و گناه است » ، پس دو نفر شاهدان ديگر از كسانى كه « مستحقّ عليهم » هستند و آنان ورثهء او مىباشند . حفص كلمهء « إستحقّ » را بنابر فاعل قرائت نموده است و « اوليان » ؛ يعنى : « آنان كه أحقّ به شهادت هستند » چون قرابت و خويشاوندى دارند و آن خبر مبتدا محذوف است ؛ يعنى : آن دو شايسته و مستحقّ شهادت هستند يا « خبر آخران » يا « بدل » از آن مىباشند يا بدل از ضمير « يقومان » هستند حمزه و ايّوبى از قول عاصم آن را « الأوّلين » با نصب قرائت نموده‌اند ، بنابراين كه صفت « للّذين » يا بدل از آن مىباشد . « لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما » يعنى : قسم و سوگند ما راست‌تر و درست‌تر از قسم آنان مىباشد ، چون آنان خيانت ورزيده‌اند و در قسم خوردن ، دروغ گفته‌اند . « اطلاق » شهادت بر قسم در اين مورد نوعى مجاز است ، از آن نظر كه شهادت در جايگاه يمين و قسم واقع گرديده است ، آن‌چنان كه در لعان « واقع شده است » . ذلك يعنى : اين حكمى كه گذشت يا تحليف شاهد ، « على وجهها » ؛ يعنى : « به همان ترتيبى كه قسم را حمل نموده‌اند ، بدون تحريف و خيانت و « يَخافُوا أَنْ تُرَدَّ » ؛ يعنى : بترسند كه پس از قسم