المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

586

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

آن دو نفر ، خبر نداد و به آن دو وصيّت نمود كه اجناس او را به اولاد و فرزندانش برسانند او در همانجا درگذشت . بعد از آن ، متاع او را تفتيش كردند و ظرفى از آن را كه از نقره بود و ارزش آن سيصد مثقال طلاى منقوش ( سكه‌دار ) بود ، برداشتند و آن را پنهان كردند . پس ورقه به دست اهل و عيال او رسيد و آنها آن ظرف را از آن دو نفر ، مطالبه كردند و آن دو نفر انكار كردند . مرافعه را نزد پيامبر خدا ( ص ) بردند . رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آنها را قسم داد و اين مراسم تحليف بعد از نماز عصر ، كنار منبر بود . آنان قسم خوردند و راه خود را پيش گرفتند . بعدا اين ظرف در دست آنان ديده شد . پس بنى سهم ، آن را آوردند و گفتند : ما از او خريده‌ايم و چون بيّنه نداشتيم ، مكروه شمرديم كه به آن اقرار نماييم . پس اين موضوع را نزد رسول خدا بردند . آيهء شريفه نازل شد : « فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً » ؛ « پس عمر و بن عاص و مطلّب بن ابى وداعه ( هر دو از قبيلهء سهم ) بلند شدند ، قسم خوردند و ظرف را گرفتند . 2 - تفسير آيات : « شَهادَةُ بَيْنِكُمْ » مبتدا است و خبر آن محذوف مىباشد . « عليكم شهادة بينكم » و « اثنان » فاعل فعل محذوف مىباشد . « تشهد اثنان » ؛ يعنى : « دو نفر شهادت مىدهند و فايدهء ابهام و تفسير آن ، تقرير حكم در نفس در دو مرتبه مىباشد و چون گفت : شهادت بين دو نفر ، مبتدا است و خبر آن « اثنان » مىباشد ، چون شرط اخبار به مفرد آن است كه ذات واحده آن را گردهم آورد باشد . « إِذا حَضَرَ » ظرف است به متعلّق جار و مجرور ؛ يعنى : « عليكم شهادة بينكم إذا حضر أحدكم أسباب الموت » و « حين الوصيّة » بدل از آن مىباشد . كلمهء « منكم » ؛ يعنى : « از مسلمانان » و « غيركم » ؛ يعنى « از غير مسلمانان » و گفته‌اند : « منكم » يعنى : « از اقارب و نزديكان » و « غيركم » ؛ يعنى : « از بيگانگان و اجانب » جار و مجرور هر دو صفت « إثنان » مىباشد . « تَحْبِسُونَهُما » ؛ يعنى : « آن را دو نگه مىداريد » و آن صفت « آخران » مىباشد و شرط با جواب محذوف آن كه مدلول عليه با قول خدا « و آخران من غيركم » است ، اعتراض مىباشد و فايدهء آن ، دلالت نمودن بر اين امر است كه زيبنده است كه دو نفر از شما ، شهادت و گواهى دهند و اگر متعذّر و غير مقدور شد ، همانند مسافرت ، پس دو نفر از ديگران ، شهادت دهند . و اولى اين است كه كلمهء « تحبسونهما » تعلّق به ما قبل ندارد ، نه لفظا و نه محلّى از