المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
492
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
نيست جز آنكه منبع و خزانهء آن نزد ما خواهد بود ولى از آن بر عالم خلق به جز به قدر معلوم ، كه مصلحت است ، نمىفرستيم » . مضمون آيات فوق ، بيانگر اين واقعيّت است كه زمين ، محلّ معيشت و ارتزاق مردم مىباشد و خداوند متعال در مقام امتنان بر بندگان خويش ، قرار داشته ، و اعلام مىدارد كه اين نعمتها را براى بندگان مباح ساختهايم . در اين آيات شريفه ، نكات و فوايدى وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مىگردد : 1 - كلمهء « أرض » از نظر ادبى منصوب با عامل محذوف مىباشد كه ظاهر آيه آن را تفسير مىنمايد و مقصود از « حدّ زمين » توسعه و بسط ، محلّ سكونت قرار دادن ، محلّ استقرار قرار دادن آن به عنوان جايگاه معيشت مىباشد . اين امر با كروى بودن زمين ، منافاتى ندارد ، چون به علّت بزرگ بودن دايره و جرم آن ، مبسوط و گسترده بودن با كروى بودن آن اصلا منافاتى ندارد . 2 - « رواسى » به معنى كوههاى ثابت و استوار است كه عوامل بقا و استحكام را تأمين مىنمايد . ارباب هيئت تعليل نمودهاند كه زمين كرهء واقع در آب مىباشد و آنچه پديدار گشته است ، همان ربع مسكونى مىباشد . اگر اين كره حقيقى و واقعى بوده باشد ، در وضعيّت واحد استوار و ثابت نمىماند ، چون برخى از اوضاع آن اولىتر نسبت ، به برخى ديگر نيست . پس خداوند كوهها را بر روى زمين خلق نمود تا از حقيقى بودن آن خارج سازد و ثابت و بدون اضطراب قرار دهد ، چون وقتى كوهها ثابت گرديدند ، زمين نيز هم با ثبات آن ، ثابت مىگردد . از اين رو « جبال » را از روى استعاره ، « أوتاد » و « ميخهاى زمين » ناميدهاند ، چون ميخ ، موجب استوارى و استحكام چيزى مىگردد كه به آن ميخكوبى شده است . اين امر با فعل فاعل مختار ، منافاتى ندارد ، چون خداوند متعال هرگز كارها را بىسبب و بدون ابزار و عوامل خاصّ خود ، انجام نمىدهد . 3 - مقصود از « موزون » ، معتدل و مناسب مىباشد ، يعنى در زمين انواعى از نباتات را با اعتدال خاصّ خودش ، رويانديم ؛ ترتيبى كه اگر اعتدال آن به هم بخورد ، باطل و تباه مىشود . « وزن » به معنى اعتدال أجزاء ، مىباشد ، نه تساوى اجزاء چون اعتدال حقيقى هرگز پيدا نمىشود ، بلكه به نسبت اين نوع و آنچه شايستهء آن است ، اعتدال به وجود مىآيد . امّا اختلاف انواع نباتات ، بر حسب اختلاف اجزاء و كيفيّت آنها مىباشد .