المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
54
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
ساير فقهاى اهل سنّت با قول مزبور ( نجس عينى بودن مشرك ) مخالفت نموده و اظهار داشتهاند : معناى نجس بودن مشركين آن است كه آنها براى جنابت غسل نمىكنند و از نجاستها دورى نمىكنند و يا كنايه از اين است كه اعتقاد آنها پليد و پست مىباشد . دانسته باشى كه معلّق ساختن حكمى را بر كلمه مشتق دليل بر آن است كه مشتقّ منه ، علّت حكم خواهد بود ، مثلا مىگويى : ( أكرم العلماء ) ؛ « دانشمندان را گرامى بدار » . حكم ، وجوب إكرام است كه به علماء وابسته شده است و علما از علم مشتق و جدا مىشوند . علّت و دليل وجوب إكرام همان « علم » مىباشد ( يعنى علما را گرامى بدار ، به علّت داشتن علم و دانششان ) و مانند : « اهن الجّهّال لتجملّهم » ؛ « نادانان را سبك شمار ، به علت نادانىشان » . در آيهء شريفه : « مشركين به علّت شركتشان نجس و پليدند » ، روايات اهل بيت ( عليهم السّلام ) و اجماع و اتّفاق آنها بر نجس بودن مشركان ، مشهور و هويداست . 2 - آب دهان : همانطور كه بدن و جسد و ذات مشركين ، نجس است ، آب دهانشان و هر چيز مرطوبى كه با آنها تماسّ و مباشرت كند ، نيز نجس خواهد بود و اين مطلب واضح است . و امّا قول خداوند كه فرموده است : « طعام كسانى كه اهل كتاب هستند ، براى شما حلال است » : . « 1 » ؛ منظور از « طعام » ، گندم ، جو و دانهها ( عدس و ماش . . . ) مىباشد و همين مطلب از امام صادق ( عليه السّلام ) روايت شده است و اگر خدا بخواهد ، در باب أطعمه و أشربه بحث تامّ و تمام در اين زمينه خواهد آمد . 3 - ديگر مساجد : همچنانكه ورود مشركين در مسجد الحرام جايز نيست ، به نظر علماى شيعه ورود آنها در ساير مساجد نيز جايز نمىباشد ، به دليل نصوص و رواياتى كه از اهل بيت ( عليهم السّلام ) وارد شده است . مالك هم به همين قول ، قائل شده است و شافعى عدم جو از ورود را به مسجد الحرام منحصر نموده است و جاى بسى تعجّب است ، نظر بر اين كه او طرفدار قياس مىباشد ، شايد ساير مساجد را به مسجد الحرام قياس ننموده است . در حالى كه علّت عدم جواز ، نجاست است و در ساير مساجد نيز ، ورود نجاست ناروا مىباشد . ابو حنيفه ورود مشركين را در مسجد الحرام و در غير آن ، ممنوع ندانسته و در مقام استدلال مىگويد : منظور از نهى در آيه ، منع از
--> ( 1 ) . سوره مائده ، آيه 5