المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

148

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

عندك راض و الأمر مختلف » ؛ « ما به آنچه داريم راضى هستيم و تو به آن‌چه دارى راضى هستى ولى ، مختلف و گوناگون است » كه « راض » قرينه است بر اينكه بعد از « نحن » ، « راضون » در تقدير و محذوف است . ( صلوة ) اگر از جانب خداوند باشد ، به معناى « رحمت و لطف » است . بنابراين منظور از « انّ اللّه يصلّى » : « خداوند به پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) درود مىفرستد » اين است كه خداوند به پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) عنايت دارد و شرافت و علّو شأن او را ( با جملهء مذكور ) معرفى و ابراز مىنمايد و از همين جا است كه برخى گفته‌اند خداوند پيامبرش ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را با جملهء « إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ . . . . » عزّت و شرف بخشيده است ( به اصطلاح سنگ تمام گذاشته ) كه بالاتر و رساتر است از شرف و عزّت دادن به حضرت آدم ( عليه السّلام ) در ارتباط با سجده نمودن فرشتگان براى حضرت آدم ( عليه السّلام ) . « و التّسليم » ؛ برخى گفته‌اند مراد و مقصود از « تسليم » انقياد و فرمان‌بردارى و مطيع رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بودن است چنان‌كه در آيه 64 سورهء نساء به همين معنا آمده است : « به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود ، مگر اين كه تو را در اختلافات خود به داورى طلبند و سپس در دل خود از داورى تو احساس ناراحتى نكنند و كاملا آن تسليم باشند » . برخى گفته‌اند منظور از « تسليم » همان جمله‌اى است كه در سلام نماز مىگويند : « السّلام عليك ايّها النّبى و رحمة اللّه و بركاته » سلام بر تو اى پيامبر و رحمت و بركات الهى بر تو باد . زمخشرى و قاضى در كتاب‌هاى تفسيرشان همين مطلب را فرموده‌اند و مرحوم شيخ آن را در كتاب « تبيان » خود يادآور شده است . و حقّ مطلب همان است ؛ به دليل اينكه اوّلا : عطف نمودن « وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً » بر « صلّوا » اقتضاى آن را از « سَلِّمُوا تَسْلِيماً » . ثانيا : همين معنا از لفظ مذكور ، از نظر عرف در ذهن تبادر مىنمايد و ثالثا : روايت كعب كه خواهد آمد و غير از آن گواه مطلب مورد نظر است .