المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
136
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
مثل جنبندگان نيست ، به دليل آنكه بقاى ذات الهى كه واجب الوجود است ، فقط با بقاى خود او ، امكانپذير است ، افزون بر آن اگر خداوند فرزندى داشت ، بايد همسر و همراه نيز مىداشت . از لازمهء همسر و همراه داشتن ، شهوت همبسترى داشتن است و از لازمهء آن نياز و احتياج است و خداوند غنى و بىنياز مطلق از مذكورات مىباشد . صفت دوّم : خداوند در حكومت و مالكيّت عالم هستى ، شريك و انبازى ندارد ؛ چه آنكه شريك او يا مخلوق و آفريدهء او است ، در اين صورت نمىتواند شريك باشد ، بلكه عبد و بندهء او است و يا مخلوق و آفريدهء او نيست ، بنابراين در ذات او ، بايد شريك باشد . شريك ذاتى براى خداوند محال است و در بحث توحيد ذاتى با دلائل آن ثابت شده است كه وجود شريك ذاتى ، محال و محكوم به بطلان مىباشد . صفت سوّم : نبود ولى ؛ « براى خداوند كسى كه در حال ناتوانى و عجز او را سرپرستى نمايد ، نيست » . « ولى » ؛ كسى كه در حال ناتوانى قائممقام او شود ، در كارهايى كه مخصوص به او است ؛ مانند « ولّى طفل ، ولىّ مجنون » كه در ارتباط با كارهاى مخصوص به آنها سرپرست و قائم مقام آنها است . اگر خداوند « ولى » داشته باشد ؛ لازم مىآيد كه به « ولى » و قائم مقام ، نيازمند باشد و اين محال است ، به دليل آنكه خداوند بىنياز مطلق است . علاوه بر دليل مزبور ، اگر « ولى » نيازمند به خداوند باشد و خداوند نيازمند به ولى ، دور لازم مىگردد و آن امر محال است و در غير اين صورت لازم مىشود كه ولى با خداوند شريك باشند . « ولى » را مقيّد به ذلّت نموده است . براى خداوند سرپرست از ناتوانى نيست ، زيرا اگر ناتوانى در كار نباشد ، سرپرستى محقّق نمىشود ، و بلكه عجز و ناتوانى از اسباب و وسيلهها ، باعث نياز مىشود و خداوند مسبّب اسباب و سببساز همهء كارها است . با بيان مطالب مذكور مىگوييم هر دو آيه مزبور ، به چيزى به نام تكبير دلالت مىنمايد و در اينكه در غير نماز ، تكبير واجب نيست ، نزاعى وجود ندارد . سرانجام تكبير « اللّه اكبر » در نماز واجب مىباشد و خواستهء ما همين است . در ارتباط با آيات مذكوره ، سه مسئله قابل توجّه و يادآورى است :