المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
135
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
4 - ابن عبّاس فرموده است : منظور از « قانِتِينَ » يعنى دعاكنندگان در حال « قنوت » دعا كردن در حال قيام ( ايستادن ) است و همين معنا از امام باقر و امام صادق ( عليهما السّلام ) نيز روايت شده است . برخى گفتهاند : « قانِتِينَ » به معناى خاشعين ( در حال نماز با حضور قلب و فروتنى ) باشيد . برخى ديگر گفتهاند : به معناى ساكتين ( در حال نماز آرام ، بىحركت ساكت باشيد » . زيد بن ارقم گفته است : ما در حال نماز تكلّم مىكرديم و سخن مىگفتيم و آيه نازل شد . « توضيح » : ساكت بودن در نماز و حرف نزدن ، در نماز جماعت و حالت اقتدا قابل تصوّر است ) . معناى اول ( دعا خواندن در حال قيام ) ، نزديكتر به معناى عرفى آن است و لذا ابن مسبّب گفته است : منظور از « قانِتِينَ » قنوت ( دعاى دست ) در نماز صبح مىباشد . [ 41 و 42 ] آيهء دوّم و سوّم : « وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً » « 1 » ؛ « بگو حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه نه فرزندى براى خود انتخاب كرده است و نه شريكى در حكومت و مالكيّت جهان دارد و نه سرپرستى براى حمايت در برابر ذلّت و ناتوانى و او را بزرگ دار و به عظمت بىانتهايش ، آشنا شو و تنها پروردگارت را بزرگ بشمار » . در آيه مباركهء « حمد » به معناى مطلق ثنا و ستايش است كه خداوند شايستهء آن است ، نه به معناى شكر و تشكّر كردن و بدين لحاظ بعد از كلمهء « حمد » از نعمت الهى ياد نشده است ، بلكه صفاتى كه بر كمال ذات حق ، دلالت دارند ، ذكر شده است . بعد از حمد سه صفت كمالى براى خداوند ذكر شده است . صفت نخستين : خداوند فرزندى براى خود اختيار نكرده است ، چه آنكه اگر فرزندى داشت ، بايد وجود خداوند با پشت سر هم آمدن فرزندان ، ادامه مىيافت ، مانند جنبندگان كه نسل هر حيوانى با زاد و ولد ادامه پيدا مىكند . ( نعوذ باللّه ) خداوند
--> ( 1 ) . سوره اسرى ، آيه 111 .