المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

122

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

1 - استفهام در آيه ( چه كسى . . . ) براى تثبيت و بيان آن است كه كار زشت كسى كه مانع عبادت‌ها مىشود ، ستم و ظلم است ، و اين ظلم ، بس بزرگ و عظيم مىباشد . 2 - جملهء « أَنْ يُذْكَرَ » مفعول دوّم براى « منع » مىباشد ( منع كرده است مساجد را از اينكه در آنها ياد خدا انجام شود ) . مانند « وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ . . . « 1 » » ؛ « أَنْ نُرْسِلَ » مفعول دوّم منع است ؛ « هيچ چيزى مانع ما نبود كه اين معجزات را بفرستيم » . و شاهد ديگر « وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا » ؛ « 2 » « ناس » مفعول اول و « أَنْ يُؤْمِنُوا » مفعول دوم براى « منع » است : « چيزى كه مانع شد مردم را از اينكه ايمان بياورند . . . » و همهء سه مفعول دوم ، كه در سه آيهء فوق آمده است ، به وسيلهء حذف شدن حرف جارّهء « من » ، نصب داده شده‌اند كه در هر يك ، كلمهء « من » در تقدير مىباشد . ناگفته نماند كه نصب دادن به وسيله نزع خافض ( حذف نمودن حرف جارّه ) مشروط به آن است كه « فعل » متعدّى باشد ؛ يعنى قابليّت تعدّى به مفعول دوّم را داشته باشد . آقاى زمخشرى فرموده است : « أَنْ يُذْكَرَ » ( مفعول له ) مىباشد ، يعنى : « منع كرد مساجد را به علّت كراهت داشتن از ذكر اللّه » . فرمايش او مورد اشكال است ، به دليل اينكه تصوّر « منع » به دو متعلّق توقّف دارد . « منع كرده است از ذكر خدا ، به علّت كراهت داشتن از ذكر خدا » و ممكن نيست كه غير از « ذكر » در آيه در تقدير باشد ؛ زيرا همين ذكر خدا ، مورد منع قرار گرفته است ، ( سرانجام بنابر قول زمخشرى « كراهت » بايد در تقدير گرفته شود و ناروا است ) . 3 - « مَساجِدَ اللَّهِ » مساجد جمع است و به كلمهء « اللَّهِ » اضافه شده است و اضافهء جمع ، در علم اصول فقه بيان شده است كه إفادهء عموم و شمول را دارد ، ( همهء مسجدها را شامل مىشود ) . آخر اگر بگويى برخى گفته‌اند كه آيهء مباركه در روم نازل شده است ، ياران مسيحى با بنى اسرائيل جنگيدند ، بيت المقدس را تخريب نمودند ، مردارها را در آن

--> ( 1 ) . سوره اسراء ، آيه ، 59 . ( 2 ) . سوره كهف ، آيه 56 .