المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
116
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
عامّ ( به خوردن و نوشيدن و اسراف نكردن ) يكى از معجزات علمى و طبّى قرآن كريم نهفته است ، به اين معنا كه در نصف آيه ، همهء قواعد طبّى و پزشكى ، گنجانده شده است : « بخوريد ، بياشاميد و زياده روى نكنيد . » و همچنين رسول اكرم ( ص ) در جملات كوتاه ، همهء قواعد پزشكى را بيان فرموده است : « معده خانهء درد و مرض است و پرهيز ، سرآمد دوا و علاج است و آنچه كه بدن را به آن عادت دادهاى ، به بدن عطا كن و بس » و ماجراى على بن واقد با بختيشوع پزشك در محضر رشيد ، مشهور است ( كه ابن واقد فرمود خداوند در نصف آيه ، همهء قواعد طبّى را گنجانده است و رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در جملات مذكور همهء قواعد پزشكى را جمعآورى نموده است . . . ) . [ 30 ] آيهء سوّم : « حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ ، وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ ، وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ « 1 » » ؛ « مردار ، خون ، گوشت خوك و حيواناتى كه به غير از نام خدا ذبح شوند ، بر شما حرام شده است » . شكّى نيست كه نسبت دادن « حرام » به ذات اشياء ، حقيقى نيست ، بلكه مجازى است ( مثلا بگوييم خون حرام است ؛ چه آنكه ذات اشياء خود مقدور نيست ، بنابراين بايد مضافى در تقدير بوده باشد كه حرمت به آن تعلّق يابد ( مثلا خوردن خون حرام است يا أكل ميته حرام مىباشد ) . گروهى گفتهاند بعضى از چيزهايى كه در تقدير گرفته شود ، بر بعضى ديگر برترى ندارد و بايد لفظ عامّى در تقدير گرفته شود كه شامل همهء اشياى مذكور در آيه شود ، و آن لفظ عامّ در آيهء مورد بحث ، لفظ انتفاع و بهرهگيرى است . و در اين قول اشكال است ، زيرا ما قبول نداريم : كه حتما لفظى به عنوان مضاف در تقدير باشد ، و لكن در موقع اطلاق و نسبت دادن حرمت به ذوات ، به مناسبت هر ذاتى مقدّر بودن لفظى ، در ذهن خطور مىنمايد . ( مثلا ) از اطلاق « مادرهاىتان بر شما حرام است » « 2 » ، در ذهن خطور مىكند كه ازدواج با مادران حرام است . بنابر قول اوّل تقدير آيه چنين است ؛ « بر شما انتفاع و بهرهبردارى از ميته ( مردار ) حرام است و تعبير مذكور ، پوشيدن پوست ميته ( مردار ) و استعمال آنكه به هر گونهء ممكن دبّاغى شده يا نشده باشد ، شامل مىشود . و مؤيّد قول مزبور ، فرمايش
--> ( 1 ) . سوره مائده ، آيه 4 . ( 2 ) . سوره نساء آيه 22 .