أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
84
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
كه از علماى زنادقه بود بهطور مزبور به مصالحه موافقت نمود . اينكه شريف غالب استدعاى علماى اهل سنّت را رد كرده و رأى و خيال عبد الرحمن بن التيامى را قبول نمود ، براى اين بود كه هم از تعدّيات سعود برهد و هم اهالى عوام و فرقهء عسكرى را بر خود دل گرم و رام كند . واقعا از اينرو به واسطهء حمايت عبد الرّحمن بن التيامى از غضب ملحدانهء سعود وارسته و مظهر عفو و امان گرديد . و در اين طرف و آن طرف مىگفت كه من مصالحه را كرها قبول كردم و الّا در خيال داشتم كه الى موسم حجّ مصالحه نكنم و به اين مقالات عوام النّاس و فرقهء عسكرى را بر خود رام نمود . اينكه به اقتضاى اين مصالحه سعود بن عبد العزيز داخل شهر مكه مكرّمه شده بيت معظّم را يك كسوهء ساده پوشانيده و با اعراب باديهء حجاز كسب الفت و انس كرده و شريف غالب را از موقع نفوذ و اعتبار انداخته در داخل بلدة اللّه تفرد و قوت و شوكت خود را افزوده و مانند فرعون و نمرود ، تعنّد و تمرّد نموده و به ابداع برخى از مظالم و تعدّيات شروع نمود . اما شريف غالب براى اينكه از مركز سلطنت امداد فرستاده نشده بود آزرده خاطر شده و مىگفت كه : سبب ضبط وهابيان اقليم مسعود حجاز را و علّت اينكه اهالى حرمين به قيد اسارت اين اشقيا گرفتار شدند اهمال وزراى دولت است . و به خيال اينكه اهالى را از دولت عثمانى متنفّر سازد و هيئت دولت را به حميّت در آورد به سعود بن عبد العزيز تلقين نمود كه ابواب حجّ را به قوافل مصر و شام سد كرده و موارد را بر آنها ببندد . از اثر اين تلقينات متواليهء شريف غالب ، سعود غدر و اعتساف خود را از حدّ گذراند . حتى اكثر اعاظم علماى اهل سنّت من غير جرم مقتول و چندين نفر از اشراف و اعيان بدون جهت مصلوب و اعدام شدند ، كسانى كه در اسلاميّت ثبات مىنمودند تهديد كرده مىشدند . مناديان در بازارها و منارها ندا مىكردند ادخلو فى دين سعود و تظلّو بظلّه الممدود . مردم را بدين باطل محمّد بن عبد الوهاب دعوت مىكردند . مكه مكرمه سهل