أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

85

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

است در بيابانها نيز كسى ديده نمىشد كه مقتدر بشود ، دين و مذهب خود را حراست كند . شريف غالب اين حالات را ديده و جزم نمود كه ديانت اسلاميّه از خطّهء حجاز هجرت خواهد كرد براى اينكه سعود را تهديد كند به مشار اليه گفت كه : اگر تو بعد از موسم حجّ در مكّه بمانى در مقابل عساكرى كه از اسلامبول خواهد آمد مقاومت نكرده به‌هرحال دستگير و مقتول مىشوى ، براى اينكه اين مخاطره را از خود دفع نمايى بايد بعد از حجّ از مكّه بيرون روى . اين نصايح او عوض اينكه تخفيف تعدّيات او را كند موجب تزايد كبر و نخوت او گرديد . غريبه در اثنائى كه سعود بن عبد العزيز چهار اطراف خود را به شرارهء ظلم و تعدّيات مىسوزاند يكى از سادات عظام را خواسته و از او پرسيد كه آيا حضرت محمّد در قبر خود زنده است ؟ و يا اينكه مانند اعتقاد ما مثل ساير مردم مرده است ؟ مشار اليه در جواب او گفت . هو حىّ فى قبره . غرض و مقصود ملعون مشار اليه از اين سؤال اين بود كه او را پس از الزام بكشد . و چون گمان مىكرد كه تدارك جوابى كه وهابيان را اقناع كند غيرممكن است و در قتل او رأى و موافقت اهالى عوام را حاصل كند دوباره او را گفت كه : بايد به زنده بودن حضرت رسول در قبر خود دليل شافى ذكر نمايى كه مقبول و مسلّم همهء ماها باشد ، اگر دليل مؤدّل و موجّه بياورى آن دليل را از براى ردّ و عدم قبول دين حق اعتذار شمرده و ترا خواهم كشت . مشار اليه در جواب گفت : نمىخواهم از خارج دليل آورده و ترا ساكت كنم ، بفرماييد باهم به دار الهجرهء حضرت رسالتماب برويم و در مواجههء قبر او من عرض سلام كنم اگر جواب سلامم را رد كرده و ترا بالفعل مجبور به تصديق فرمود ، پس حضرت رسول در قبر مبارك خود حىّ معنوى است و زنده بودن ثابت مىشود و الّا اگر سلامم ردّ نشود من دروغگو خواهم بود ، آن وقت هر قسم مىتوانى مرا مجازات كن . سعود به ناچارى مشار اليه را آزاد ساخت . اگرچه از اين جواب مسكت ،