أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

80

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

استيلاى وهابيّه مكّهء مشرفّه را از جملهء كسانى كه به اهالى حجاز و مخصوصا به ساكنين كرام و مجاورين عظام مكّه مكرّمه اهانت نموده‌اند يكى هم اشقياى وهابى بوده و مظالمى كه اينها به اهالى كرام و حجاج ذوى الابتهاج كردند به تعداد و شمار نمىآيد . سعود نامسعود كه سركردهء وهابيان بود دفعات بسيار اهالى مكه و شريف غالب را كه مقام امارت داشت تهديد نمود ؛ و اگر چه كرارا لشكر فرستاده و اطراف امّ القرى را احاطه كرد و ليكن تا سال 1218 ه . ق نتوانست آن شهر محترم را تسخير كند . عاقبت به واسطهء شريف عبد المعين ضبط نمود ، زيرا كه شريف غالب در سال 1217 ه . ق از تهديد وهابيان به‌طورى كه بايد خوف كرده براى اينكه والى جدّه و امير الحاج مصر و شام را دعوت كند به آنها خبر فرستاد كه طايفه خوارج در خيال آن هستند كه مكهء مكرمه را تصرف كنند اگر جزئى معاونت به من نماييد ممكن است كه سعود رئيس خوارج را به دست بياورم . پس از آنكه مشار اليهما مدتى ساكت شدند عاقبت الامر جواب رد و يأس به مشار اليه فرستادند . شريف غالب هم برادر خود شريف عبد المعين را در مقام امارت قائم مقام خود نصب و تعيين نموده و خانهء خود را كه در دامنهء جبل جياد [ قرار ] داشت سوزانده با همهء اهل و عيال خود به جده هجرت كرد . و شريف عبد المعين نيز شيخ محمد طاهر ، سيد محمّد ابو بكر مير غنى ، سيد محمّد عكاس عبد الحفظ عجمى را كه از علماء مكه بودند نزد سعود بن عبد العزيز فرستاده استيمان نمود ( 1218 ه . ق ) . سعود نامحمود التماس [ شريف ] عبد المعين را قبول [ كرده ] مبعوثين مشار اليهم و حشرات وهابيّه را كه در موقع سيل جمع شده بودند برداشته و به مكهء معظّمه عزيمت و قائم مقامى شريف عبد المعين را تصديق نموده باوجود اين حال امر كرد كه قباب و قبور را هدم و خراب كنند . چون معتقد وهّابيان اين بود كه اهالى حرمين به قباب و قبور عبادت و پرستش مىكنند اگر اينها هدم و خراب كرده شده و ديوارهاى آنها برداشته شود ، اهالى از دائرهء شرك و كفر بيرون آمده و به خداى متعال عبوديّت مىنمايند . حتّى به زغم فاسد امام وهابيان كه پسر عبد الوهاب بود كسانى كه بعد از سال پانصدم هجرت