أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
81
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
وفات كردهاند به حالت شرك و الحاد بودهاند ؛ و باز زعم و گمان مىكرد كه احكام جليلهء دين اسلام من قبل الرحمن به آن خائن بىدين الهام شده ، كسانى كه پس از ظهور ديانت فاسدهء وهابيان وفات كردهاند نبايد در نزد كسانى دفن شوند كه از سال پانصد ( 500 ) هجرت به اين طرف رحلت نمودهاند و معتقد اين بود كه ضرر ندارد در نزديك قبور مشركين جنازهء آنها دفن شود . « 1 » سعود براى اينكه شريف غالب را به دست بياورد و به آن وسيله جدّه را نيز ضميمهء ممالك مغصوبهء خود كند به طرف جدّه هم عزيمت نمود ؛ و ليكن اهالى جدّه با عساكر دولت عثمانى اتّحاد و همراهى نموده سعود را به [ يك ] مغلوبيت بسيار بزرگى دچار كردند . مشار اليه ناچار بقيه السيوف حشرات را با خود برداشته و به مكهء معظمه معاودت و در دائرهء امارت [ منزل گزيده ] و اجراى حكومت مىنمود . اگرچه شريف عبد المعين براى اينكه سكنهء مكة الله را از مظالم فوق الطاقهء وهابيان محافظت كند خواست كه در ظاهر با رؤساى اشقياى وهابيان به مدارا و خوشى سلوك نمايد ؛ ولى از آنجا كه اشقياى مشار اليهم به كبر و عناد و ظلم و اعتساف خود مىافزودند و مشار اليه يقيين نمود كه حسن امتزاج با اينها ممكن نخواهد شد ؛ لهذا شخصى را به [ نزد ] برادر خود شريف غالب فرستاد كه سعود در دائره امارت ؛ و حشرات وهابيه نيز در چادرهايى هستند كه در ساحهء معلّا مركوز شدهاند و خود نيز در قلعهء جيّادم ، اگر با مقدارى از عساكر بيايى ممكن است كه سعود را به دست آوريم . شريف غالب براى اينكه سعود را دستگير كند با شريف پاشا والى جدّه مقدارى از عساكر را برداشته بدون اينكه كسى ملتفت شود وهابيان مكه را حمله نمود و جهات اربعهء حشراتى را كه از وهابيان در ساحهء معلا در چادرها نشسته بودند احاطه كرده محاصره نمود ؛ ولى سعود خود را به تقريبى خلاص كرده و فرار نمود ؛ و وهابيان محصوره به شرط ترك اسلحه امان طلبيدند . لاجرم اسلحهء آنها گرفته شده و رهايى جستند . چون مكهء مكرّمه از ايادى اعادى مسترد آمد پس از مدت كمى حصار طايف را
--> ( 1 ) . تاريخ وهّابيان .