أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

79

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

ظلم گذراند و اكثر ابنيهء عاليهء آن شهر شهير را خراب كرده و حجر الاسود را نيز قلع نموده و به [ مسقط الرأس خود ناحيهء ] هجر برد ( 317 ه . ق ) . و مقصودش آن‌كه بازار كعبة الله را كساد كند . يعنى طريق فيض رفيق حجّ را به ناحيهء هجر صرف و تحويل نمايد ، حتى در هجر خانه‌اى ساخته و به دار الهجره ناميد و حجر الاسود را بيست ( 20 ) « 1 » سال تمام در دار الهجره توقيف كرد . روزى كه ابو طاهر در دائره مسجد الحرام قتل عام مىكرد به دست شكسته [ و نامبارك ] خود باب رحمت مآب كعبة اللّه و لوايح مزيّنه او را قلع و ستارهء شريفه را از خزانهء بيت لطيف با هداياى گرانبهاى بسيار اخذ و قمع نموده به عساكر خود تقسيم كرد . اگرچه خواست ناودان طلا را نيز پايين آورد ولى قرمطيانى كه به امر او به سطح منيف بالا رفته بودند به زمين افتاده و هلاك شدند و تنها به اين مقصود شآمت آلود خود نائل نگرديد . آن خائن بىدين كه حجر الاسود را گرفته و به ناحيهء هجر و اصل و به زعم خود به ما فى الضمير خويش نائل گرديد ، كيفيّت را به عبد اللّه المهتدى كه از ملوك فاطميّه بود عرض و اشعار نموده اظهار كرد كه بعدا در تصوّر آن است كه خطبه را به نام مشار اليه بخواند . عبد اللّه المهتدى جواب داد كه خيلى غريب است تو در بلد اللّه الامين به انواع فضاحت و قلع و نقل حجر الاسود جسارت كردى و ستارهء حرمت بيت اللّه را كه در ازمنه جاهليّه و اعصار اسلاميه مستمرا معزز و محترم بود هتك و زائل نمودى ، با همهء اينها در صدد آنى كه به نام من هم خطبه بخوانى . از اين جواب ابو طاهر رنجيده خاطر شده و از طاعت او نيز بيرون آمد . « 2 » اين طايفهء خبيثه در سنوات 294 ، 312 ، 361 ه . ق قوافل حجّاج عراق را مستأصل كردند . و در سالهاى 314 ، 356 ، 362 ، 384 ه . ق طريق فيض رفيق حجّ را قطع كرده در مرور و عبور مردم ضرر و خسارت بسيار به عمل آوردند .

--> ( 1 ) . نسخهء 2 : بيست و يكسال . ( 2 ) . تاريخ وهّابيان ، صحيفهء 13 الى 16 .