أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
65
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
دليل به تصديق وجه تسميهء ام القرى دليل كافى است و ليكن بادى اطلاق آن است كه مكهء معظّمه قبلهء جميع امم و برحسب مزيّت اعظم و افخم بلاد روى زمين بوده ، بقعهء مباركهء كعبة اللّه را حامل و حاوى و روى زمين از خاك مبارك كعبة اللّه مخلوق شده . نظر به اين تعريف لازم مىآيد كه امّ القرى اسم اراضى مقدسهاى باشد كه در داخل مواقيت است . جناب عبد اللّه بن عبّاس گفته است كه : تسميهء مكه به امّ القرى براى آن است كه شأنا اعظم و اكرم بلاد بوده و زمين از تحت آن منبسط شده است . ابن عادل در تفسير خود گفته است كه قبل از آنكه حضرت متعال زمين و آسمان را خلقت كند موقع كعبهء معظّمه غثاء « 1 » بود چون شروع به آفرينش مكونات كرد زمين را قبل از آسمان از زير كعبه خلق و بسط فرمود . جهت تسميهء كعبه به ام القرى اين است ؛ زيرا كه اصل است . مشار اليه [ - عبد الله بن عباس ] وجه تسميه را تا يك درجه توضيح نموده است . بلد ، بلد الأمين : از اسامى شريفهء كعبة اللّه و مسطور در قرآن كريم بوده ، چون سبب تسميهء آنها منوط به علم الهى است لهذا عند العلماء مجهول است . امّ رحم : بنا به قول امام مجاهد ، ام به معنى اصل و رحم [ به معنى ] رحمت است . وجه تسميهء مكهء مشرفه به اين اسم آن است كه آنجا اصل الرّحمه بوده و كافّهء موحّدين آنجا را محبت داشته و دوستى خودشان را از آن بقعهء مسعوده دريغ ندارند . باسه ، [ بساسه ] : وجه تسميهاش آن است كه گناهان را پارهپاره كرده و هبا مىنمايد . بساسه نيز گفته مىشود . صلاح : وجه اطلاقش آن است كه محلّ صلاح و فلاح است . ناسه ، [ نساسه ] : وجه تسميهاش آن است كه چون در وقت جاهليّه [ طورى خشك و ] آن قدر قليل الماء بود كه مىتوان گفت به هيچوجه رطوبت نداشت . و ملاحدهاى را كه در داخل حدود آن مرتكب بغى و شقاء مىشدند به خارج حدود خود طرد و نفى
--> ( 1 ) . غثاء كفى را گويند كه در روى آب باشد . م