أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

462

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

برادرانش را بنده بنده‌گان باشد ، و هم گفت خداوند خداى سام مبارك باشد و كنعان بنده باشد ، خدا يافث را توسيع بدهد و در چادرهاى سام بنشيند و كنعان او را بنده باشد . طبرى نيز داستانى به همين مضمون آورده و در پايان گويد : نوح گفت : خدا ، پروردگار سام را بركت دهد و حام بندهء دو برادر خويش باشد و يافث را خدا پاداش دهد و به مقر سام درآيد و حام بندهء آنها باشد ( تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 143 ) . ص 238 ، س 9 : در ضبط اسامى فرزندان اسماعيل ميان مورخان اختلاف فاحش وجود دارد ، طبرى گويد : از ابن اسحاق روايت كرده‌اند كه اسماعيل پسر ابراهيم دوازده پسر آورد كه مادرشان سيده دختر مضاض بن عمرو جرهمى بود : نابت و قيدر و ادبيل و مبشا و مسمغ و دما و ماس و ادد و طور و نفيس و طما و قيدمان همگى پسران اسماعيل ( تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 235 ) و همو گويد : نام پسران اسماعيل را كه از ابن اسحاق آوردم جور ديگر نيز تلفظ مىكنند : قيدر را قيدار گويند و ادبيل را دبال و مبشا را مبشام و دما را زوما و مسا و حدارد و تيم و يطور و نافس و قادمن ( تاريخ طبرى ، ج 1 ، صص 235 - 236 ) . قاضى ابرقوه در ترجمه سيرت رسول الله گويد : اسماعيل را دوازده پسر بود ، نام ايشان : اول : نابت ، دوم : قيذار ، سوم : أذبل ، چهارم : مبشى ، پنجم : مسمع ، ششم : ماشى ، هفتم : دمّا ، هشتم : أذر ، نهم : طيما ، دهم : يطور ، يازدهم : نبش ، دوازدهم : قيذما . چنان كه ملاحطه مىشود ميان ضبط اسامى ترجمهء سيرت رسول الله و تاريخ طبرى كه هردو از ابن اسحاق روايت مىكنند اختلاف است : و ابن اثير گويد : او [ دختر مفياض جرهمى ] براى اسماعيل دوازده پسر بياورد : ثابت ، قيدار ، اذيل ، ميشا ، مسمع ، رما ، ماش ، آذر ، قطورا ، قافس ، طيما و قدمان ( تاريخ كامل ، برگردان محمد حسين روحانى ، ج 1 ، ص 138 ) . ص 244 ، س 9 : مأرب نام شهرى در شبه جزيره عربستان بوده و نهر يا وادى اذنه آن را مشروب مىكرده و در دورانهاى قديم پايتخت دولت سبا بوده و بر سر راه كاروانى مهمى قرار داشته است كه سرزمين‌هاى مولد بخور را به مديترانه وصل مىكرده است . وادى اذنه به مرور راهى از ميان ارتفاعات بلق باز كرده و آن را به دو قسمت بلق القبلى و بلق الاوسط تقسيم كرده بود . دولت‌هاى سبا در ميان اين شكاف سدى ساخته بودند كه طول آن 770 قد بوده و آب وادى اذنه پشت اين سد جمع مىشده است . ظاهرا اين سد بزرگ توانائى تحمل فشار آب جمع شده ميان كوههاى بلق را نداشته و از اين‌رو سد ديگرى به نام مبشى الحشرج ساخته بودند كه در غرب مأرب قرار داشت و براى تنظيم آبهاى وادى السائله بوده كه به وادى اذنه مىريخته ، ساختمانهاى مختلف سد ، چنان كه از كتيبه‌هاى آن برمىآيد از زمانهاى مختلف بوده و حتى تعميرات اساسى نيز براى حفظ سد بارها به عمل آمده بود ، ولى اين تعميرات افاقه نكرده و فاجعه نهايى روى داده و سد درهم