أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
461
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
دنبالهء نسب آن حضرت بالاتر از عدنان بن ادد اختلاف است . و گويند قصى بن كلاب در شهرى نسب خويش را به قيذر رسانيده است ( تاريخ طبرى ، ج 3 ، صص 825 - 826 ) . و ابو سعيد واعظ خرگوشى نيز گويد : روايت كردهاند كه رسول ( ع ) نسب خويش تا ابراهيم خليل صلوات الله باز برد و پس از ابراهيم هيچ نسبى نگفت و گفت : كذب النسابون ( دروغ گفتند نسبكنندگان ) و آنچه ثابت است از رسول ( ع ) اين است : محمد بن عبداله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى بن كلاب بن مرة بن كعب بن لؤى بن غالب بن فهر بن مالك بن النضر بن كنانة بن خريمة بن مدركة بن الياس بن مضربن نزار بن معد بن عدنان بن أدد بن الهمسع بن سلانان بن نبت بن جميل بن اسمعيل بن ابراهيم صلوات الله عليهم اجمعين ( شرف النبىّ ، ص 187 ) . و به روايت ابن اسحاق : مدار نسب مصطفى صلوات الرّحمن عليه بعد از اسماعيل ( ع ) بر نابت است كه پسر بزرگترين اسماعيل بود و بعد از نابت بر يشجب است و يشجب پسر نابت بود و بعد از يشجب بريعرب است و يعرب پسر يشجب و بعد از يعرب بر تيرح است و تيرح پسر يعرب و بعد از تيرح بر ناحور است و بعد از ناحور بر مقوّم و مقوّم پسر ناحور است و از مقوم بر ادد است و بعد از ادد بر عدنان بود و عدنان پسر ادد است . ( سيرت رسول الله ، ترجمهء انشاى رفيع الدين اسحق بن محمد همدانى ، به تصحيح اصغر مهدوى ، ج 1 ، صص 22 - 23 ) . ص 162 ، س 8 : نوح ( ع ) سه پسر داشت : سام ، حام ، يافث و به روايت طبرى و اكثر مورخان اسلامى : سام پدر عربان بود و حام پدر سياهان و يافث پدر تركان و پدر يأجوج و مأجوج بود كه بنى عم تركانند ( تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 142 ) . و كنعان پسر حام با ارسل دختر بتأويل پسر ترس پسر يافث ازدواج كرد و سياهان و فزان و زنگان و زغاوه همه اقوام سياه از اعقاب اوست ( همان 143 ) . اما نفرين نوح بر فرزندان حام در تورات آمده و از آن طريق در كليهء منابع اسلامى وارد شده ، آن واقعه در تورات ، سفر تكوين ، فصل نهم ، آيههاى 19 - 28 چنين آمده است : و پسران نوح كه از كشتى بيرون آمدند و سام و حام و يافثاند و حام پدر كنعان است ، سه پسران نوح اينانند و از آنها تمامى زمين معمور شد ، و نوح آغاز فلاحت زمين كرده تاكستانى غرس كرد ، از شراب خورده مست شد و در ميان چادرش بىستر بود ، و حام پدر كنعان برهنگى پدرش را ديد و به دو برادرش در بيرون خبر داد ، و سام و يافث بالا پوشى بر دوش هر دوى خود گذاشته و به عقب رفته برهنگى پدر خودشان را مستور كردند و روى خودشان به عقب بوده برهنگى پدرشان را نديدند ، و نوح از سكر خود بيدار شد و آنچه پسر كوچكش به او كرده بود فهميد ، و گفت كه كنعان معلون باشد و