أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
457
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
مشهور گشت . صاحب الناقة در بلاد شام دست به قتل و غارت زد و فرستادهء خليفهء عباسى را كشت و دمشق را محاصره كرد و در حين محاصره كشته شد . پس از كشته شدن صاحب الناقة ، پيروان قرمطى با برادر او حسين بن زكرويه بيعت كردند . او در تاريخ به مناسبت خالى كه بر صورتش بود به صاحب الخال يا صاحب الشامة مشهور است ، وى بر خود لقب امير المؤمنين مهدى داد و شهرهاى حمص ، حماة و بعلبك را گرفت و كشتار بسيار كرده و در سلميه حتى كودكان مكتبى و حيوانات را به قتل رسانيد ، آخر الامر در نبردى كه ميان سپاهيان خليفهء عباسى و صاحب الشامه روى داد پس از شكست ، صاحب الشامه دستگير و در حضور خليفه مكتفى به قتل رسيد . پس از قتل او اين بار زكرويه قد علم كرد و به كوفه تاخت و سپاهيان خليفه را شكست داد و نيروى بزرگى به دست آورد ، در 11 محرم 294 ه . ق به قافله حجاج خراسان تاخت و بسيارى از ايشان را بكشت و بركاروانها و تجار و حجاج ديگر دستبردها زد تا آنكه در ربيع الاول همان سال در نبردى با سپاه خليفه كشته شد . اينان در تاريخ به قرامطهء عراق و شام مشهورند و بعد از اينان قرامطهء بحرين مشهورند و ابو طاهر سليمان بن حسن بن بهرام جنّابى از قرامطهء بحرين بود و همو اوست كه در 8 ذيحجه 317 ه ق به مكه حمله برد و پس از قتل و غارت حجاج در بيرون و اندرون كعبه ، خانه خدا را غارت كرد و حجر الاسود را از جاى خود كند و آن را با مال و اسير فراوان به بحرين برد . ص 83 ، س 18 : در ذيقعدهء سال ششم هجرى حضرت رسول ( ص ) بر اثر خوابى كه ديده بود ، عازم زيارت كعبه شد و از مدينه به قصد حج عمره بيرون آمد و مسلمانان مدينه نيز با حرت همراه شدند . پيامبر اسلام براى اينكه انديشهء صلحجوئى خود را نشان دهد ، 70 شتر قربانى را با علامات قربانى جلو انداخت تا همه بدانند كه قصد زيارت دارند نه سر جنگ . چون مسلمانان به عسفان دو منزلى مكه رسيدند ، خبر رسيد كه قريش تصميم گرفتهاند از ورود مسلمانان به مكه جلوگيرى كنند و سر جنگ دارند . پيامبر راه خود را از مسير قريش عوض كرده به حديبيه رسيد ، در اين محل رسولانى از قريش به نزد پيامبر آمدند و از قصد حضرت جويا شدند ؛ و حضرت نيت خود را بيان فرمود . در ضمن فرستادهاى هم به مكه اعزام داشتند و اين فرستاده كسى جز عثمان بن عفان نبود تا نيّت پيامبر را به سران قريش ابلاغ كند . قريش عثمان را در مكه نگاه داشتند و در حديبيه شايع شد كه عثمان به قتل رسيده است و پيامبر قصد جنگ كرد و از ياران خواست تا براى جنگ با قريش بيعت كنند ، و اين بيعت به بيعت رضوان معروف است . وقتى قريسش از قصد پيامبر آگاه شدند عثمان را رها ردند و در ضمن كسانى را به رسالت نزد پيامبر فرستادند و تقاضاى آشتى كردند به شرط آنكه امسال به مدينه برگردند و سال بعد عمره