أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

431

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

الندى برادر شريف مسعود و همهء اشراف و اعيان و قاضى و شيخ الاسلام مكّهء معظّمه رقعه‌هاى دعوت نوشته شده همهء مدعوين روز دوشنبه بيست و هفتم شهر ربعى الثانى در ساعت معيّن در داخل حطيم شريف حاضر شده و فرمان سلطانى كه خطاب به شريف مسعود بود در آن انجمن خوانده شد . چون شريف مسعود هنگام قرائت فرمان سلطانى بسترى و ناخوش بود لهذا نتوانسته بود در آن مجلس حضور به‌هم رساند بناء عليه خلعت سلطانى كه به افتخار او آمده بود به خانهء مشار اليه فرستاده شد و خلعتى هم كه براى رضوان آقا آمده بود در مواجههء حضار پوشانيده شد و به سيد على بن امبزع و ساير خدام چنان كه عادت بود خلعتها پوشانيده شده ، و آن مجلس به دعاى ازدياد شكوه اسلام سمت احتشام پذيرفت . به جهت رضوان آقا در مقابل خدمت خود يك قطعه هم بيرق سلطانى داده شده بود . چون رضوان آقا نمىخواست كه پس از اين خدمت مقدسهء مفتخره در مأموريت جداگانه عمر خود را بگذراند لهذا استدعاى آن داشت كه مأموريت شيخ الحرمى مدينه منوّره به او داده شود ، نياز و استدعاى مشار اليه قبول شده به عهدهء مشار اليه قصبهء جدّهء معموره و منصب شيخ الحرمى دار الهجره مفوّض گرديد . چون رضوان آقا مأموريت خود را به حد ختام و اتمام رسانيد به اسلامبول آمده و به عهدهء مشار اليه بيگربيگىگرى نيز محول و موكول آمد . چون او را نيز قبول نكرد در سالى به ششصد هزار آقچه ساليانه سرافراز گرديد . در مكتوبى كه والى مصر محمد پاشا به شريف مسعود نوشته بود مندرج بود كه در امر تجديد و تعمير بيت شريف صرف مساعى و همّت نمايند و به امور مأمورهء مشار اليه معاونت نموده و سمت انجام دهد . شريف مسعود از اين امر به نهايت مسرور و محظوظ گشته در حق والى مصر سپاس و ستايش به سزا نموده ، به خود رضوان آقا و همراهان او الباس خلعت نموده ، دو روز بعد كه روز بيست و هشتم ربيع الثانى بود شريف مسعود به دار الامارهء فردوس انتقال و ارتحال نمود . ارتحال شريف مسعود در ميان اهالى موجب قيل و قال شده اگرچه اهالى كرام و