أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

409

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

النطاقين گفت : تو را آن چنان يافتم كه دنيا را بر پسر من و آخرت را بر خود افساد كردى . حضرت رسول اكرم خبر داده بودند كه از بنى ثقيف يك كذّاب و يك مهلك ظهور خواهد كرد كذّاب را ديديم كه مختار ثقفى بود مهلك نيز تو هستى . ترجمه حال ابن زبير عبد اللّه بن زبير نوادهء عوّام برادر حضرت خديجة الكبرى بنت خويلد است و پسر اسماء بنت ابوبكر . خود و پدر او از اصحاب سعادت استصحاب حضرت پيغمبرى است ، هنگامى كه تولد يافت دهان او با ريق حيات بخش حضرت رسالت گشوده شده و به نام عبد اللّه ناميده آمد . چون ابن زبير در مدت عمر خود به احياى ليالى حريص و به زهد و ورع انيس بود ، بناء عليه ليالى عمر خود را به سه قسمت تقسيم كرده ؛ و يك شب را به قيام ؛ و ديگرى به ركوع ؛ و سيمى را به سجود منحصر داشته بود . چون ابن ابى مليكه صلابت دينيهء ابن زبير را تعريف كند گويد : ابن زبير در يكى از روزهاى محاصره نماز مىكرد يك سنگ بسيار بزرگ كه به منجنيق انداخته مىشد از ميان سينه و لحيه ابن زبير گذشت علاوه بر اينكه ابن زبير در نماز استقامت نمود در خضوع و خشوع و قرائت و ركوع به قدر ذره‌اى تعجيل ننموده مانند ساير ايّام تبديل اركان نماز قيام فرمود . من سوگند ياد كنم كه ابن زبير يك شخص شجاعت انتسابى بود كه جلد او با لحم او مركب و لحم او با رگهاى او ممزوج و رگهاى او با استخوانهاى او مألوف بود ، و نفس و روحش كه در ميان جنبين قوى البنيهء او بودند با ساير اعضاى او مخلوط و درهم بود . از حضرت رسول سى و دو حديث نقل و روايت كرده و به شرف ردف مطيهء حضرت رسالت پناه مشرف آمده بود . حجّاج بىباك ابن زبير را دفن كرده و ساحهء فيض مساحهء مسجد الحرام را از سنگها و خونهايى كه جارى كرده بود پاك ساخته به عبد الملك مروان نشوت كه ابن زبير كعبهء مكرّمه را مغاير طرز و هيئتى كه قبايل قريش ساخته بود تعمير و به طرف غربى او نيز علاوه بر آن يك در مفتوح داشته است به اين جهت تغيير دادن اساس بقعهء مقدسه براى