أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

376

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

ابرهه چون عدم مخالفت مكيان را ديد حشرات موجودهء خود را در وادى مخسره كه در ميان مكّه و مزدلفه واقع است جمع نموده ترتيب صفوف جنگ و جدال و اصحاب فيل نيز اسباب مهاجمه را تدارك نموده فيل محمود را به طرف مكّهء مكرّمه راندند و اگر چه فيلبانان در اين راه زياده از حدّ سعى و غيرت نمودند و ليكن فيلها را يك خطوه نتوانستند پيش برند ، هرچه تلاش كردند فائده نبخشيد ، هرقدر پيش مىراندند به زمين مىافتادند ، خواستند فيلها را برخيزانده و سوق كنند نتوانستند ، ديدند كه يك ارادهء غير ممكن است . براى تجربه بر حسب ارادهء ابرهه محض اينكه عقل و ادراك فيل را زائل سازند شراب خورانده پس از آنكه مست و لايعقل شد برگردانده به طرف ديگر راندند . فيل محمودى كه به آن طرف به سرعت حركت مىنمود ساير فيلان نيز او را تبعيت و انقياد نموده چهار نعله مىرفتند . چون به طرف كعبة اللّه مىراندند به زمين خوابيده و به زبان حال به ابرهه مىفهمانيدند كه ما نمىتوانيم به جانب كعبهء معظّمه هجوم نماييم . نفيل بن حبيب خثعمى كه در تحت اسارت ابرهه بود چون اين حال حكمت اشتمال فيل را مشاهده كرد به يك سرعت فوق العاده از نزد فيل فرار كرده و در ذروهء جبل قرار گرفت . و جهت رفتن او اين بود كه هنگامى كه فيلبانان جبش خواستند فيلها را به جانب بيت اللّه سوق كنند نفيل بن حبيب گوش فيل محمود را گرفته و به فيل گفت : اى محمود احتراز كرده و پيش نرو كه تو را در تخريب بيت اللّه استخدام خواهند نمود ، حال آنكه تو در خود بلدة اللّه هستى در حالتى كه محمود باى مراجعت كن و چنان كه راشد و مقبلى برگرد . اگرچه نفيل بن حبيب خواست كه به اين اشارت به اهل اردوى ابرهه بفهماند كه هجوم فيل محمودى و ساير فيلان به كعبهء معظّمه بعيد الاحتمال خواهد بود ؛ و ليكن ابرهه نه از اشارهء [ نفيل بن ] حبيب خثعمى و نه از حركات فيلان متنبه شده به اجراى ما فى الضمير خويش اقدام نموده و فيلان را آن قدر زجر و تعذيب نمود كه قريب به هلات رسيدند . در اين هنگام عبد المطلب با عكرمة بن عامر بن هاشم بن عبد مناف بن قصى بن عبد الدار و چند نفر ديگر از مخلصين اهل ايمان به حلقه‌هاى باب معلّا جناب كعبهء