أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

366

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

حكم خود ساقط مىشود زيرا كه اگر شيطان نمىشد احدى راه عصيان نمىپوييد . سئوال : اكنون كه ابليس اولين گناهكار است لازم مىآيد كه در عصيان با قابيل سيّان شود ؟ جواب : بلى چنين است قابيل اولين عاصى و گناهكار بنىبشر و شيطان نخستين آثم و مخطّى جن است . به همين لحاظ است كه ايزد پاك فرمودند : إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ « 1 » . سئوال : حضرت خلّاق كائنات فرموده‌اند كه اگر ابليس بخواهد كسى را كافر نمايد و بگويد كه كافر شو آن كس در مقابل بگويد كه إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ « 2 » آيا اين جواب توحيد باطنى او را افهام و اعلام مىكند يا خير ؟ جواب : خير به توحيد او دلالت نمىنمايد زيرا كسى كه شرك را ظاهر ساخته است خود اوست . بر فرض كه آن شخص در آن هنگام توحيد كرده باشد چون بعد از كمى مطلقا ارتداد خواهد كرد لهذا كافر بودن او مقرّر است . سئوال : كفرى كه ابليس انسان را امر به آن مىكند شرك نيست زيرا كفر آن است كه شخص غير از آلهه حقيقى يك خداى ديگر معيّن كند و شرك آن است كه شخص معتقد آن باشد كه حضرت احديّت يك مثل و نظيرى دارد به اين تقدير ابليس چگونه مىتواند شرك كند و يا آنكه شخص را به شرك باز دارد ؟ جواب : چنان كه لقمان به پسر خود گفته است در اينجا مقصود از كفر همان شرك است . حق تعالى و تقدس ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ « 3 » فرمودند كه در اين مقام مقصود از ظالمين مشركين است . و همچنين إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ « 4 » و وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ « 5 » فرموده‌اند ، از اينها معلوم مىشود كه ايمان توحيد حق تعالى است زيرا كه مقابل شرك توحيد است . حضرت شيخ در باب سيصد و هشتاد و سيم فتوحات خود پس از آنكه اين مسئله را به تفصيل بيان مىنمايد گويد كه بعضى از علما اين بحث را ترك كرده و برخى چنان كه از حق تعالى تلقى

--> ( 1 ) . كهف / 50 . ( 2 ) . مائده / 28 . ( 3 ) . مائده / 29 . ( 4 ) . لقمان / 13 . ( 5 ) . انعام / 82 .