أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
365
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
سوار گفت : ابو عامر منم . گفتم : نشناختم مرا عفو خواهيد فرمود . سوار گفت : عذرى نخواهيد داشت ، مژده مىدهم تو را كه براى اهل ايمان در اين مكان خوف و هراسى نخواهد بود . گفتم : اين اخطار و يادآورى شما مرا محظوظ و مسرور ساخت . گفت : در ذروهء كوه راكب و سوار بودى چه شد كه اكنون پياده ماندى ؟ مركوب تو كجاست ؟ مكالمه چون بدينجا رسيد من به خويش آمده ماجرا را كما ينبغى گفته و فهمانيدم او از دست من گرفته به مقر جماعت هوازن آورد و در آنجا مرا وداع كرده و مراجعت نمود . انتهى . اينك از اين حكايات مسلّم بودن اجنّه به درجهء صحّت و ثبوت مىرسد . عبد الوهاب شعرانى پس از آنكه كافر و مؤمن بودن اجنّه را خبر مىدهد براى اينكه بفهماند كه از كفار اجنّه اسلاميّت را قبول كرده يا نمىنمايند گويد كه : سئوال : آيا شياطينى كه كافر هستند مانند بنى آدم قبول اسلام نموده مىتوانند مؤمن بشوند يا خير ؟ جواب : در اين اختلاف است و سبب آن اختلاف چيست ؟ حضرت رسول اكرم - عليه و آله صلوات اللّه و سلّم - مىفرمايد : « ما من احد الّا و له قرين يأمره بالسّوء » يعنى هيچ احدى نيست مگر آنكه او را قرينى باشد كه امر به سوء و ناگوارى نمايد . اصحاب كرام عرض كردند : « و انت يا رسول اللّه » در جواب فرمودند : « نعم و ليكن اعاننى اللّه عليه فاسلم » . حفاظ احاديث در جرگهء ميم كلمهء « فاسلم » اختلاف نمودهاند ، بعضى او را به ضم خوانده متكلّم وحده از سلامت گرفتهاند ، يعنى سالم مىشوم . و برخى بفتح خواندهاند يعنى او اسلام را قبول كرد . برخى از ائمهء حديث ، خبرى را كه معنى آن اين است كه « مرا به خبر خير امرى نمىنمايد » روايت كرده اسلاميّت شيطانى را كه قرين حضرت سيد المرسلين است ايما و اشاره نمودهاند ، ليكن اسلاميّت شيطان به شخصه به دليل « فلا يأمرنى الّا بالخير » امكانپذير نيست زيرا كه ايزد پاك او را تا روز قيامت لعنت و نفرين فرموده است ، چون روز جزا براى احدى تكليف نيست لهذا ابليس قطعا مسلم نتواند شد ، اگر بتواند مسلم بشود بعضى از اسماء عظام ايزد مقدس از