أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
353
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
ملائكه است . نظر به قول جماعتى فعلا از جن و نوعا از ملائكه است ؛ و ليكن به واسطهء افعال خود از كفار شمرده مىشود . امام ماوردى در كتاب نبوة نام خود كه اقوال منكرين را نقل مىكند گويد كه حضرت ايزد پاك انسانها و شتر مرغان و حيوانات درنده و طيور و حشرات را كه سكنهء بحر و بر مىباشند از آب و گل خلق نمود . و امثال وزغ و ماهى را كه در آب زندگانى مىكنند از آب خلق فرمود . چهار جنس كه از اين چهار اصل خلق شده است به دو قسم منقسم بوده ، دو از اين اجناس اربعه به واسطهء صعود دو اصل خودشان صاعدين يعنى ملائكه ، جن ؛ و دو از آنها به واسطهء هبوط اصلهاى آنها كه حيوانات بر و بحر است هابطين مىباشند . پس از آنكه امام ماوردى اين مقالات را مىنويسد گويد كه اين نه از كلماتى است كه خود مىگويم ؛ بلكه مقصود من الزام و اسكات مدعى است به مقالات خود او . . . . شيخ ابو طاهر - رحمه اللّه - باز گفته است هريك ازين اجنّهها كه صورت آن تمام ود به قدر الهيه صورت او زايل شده به شكلى ديگر كه به اصل او ابدا مشابهت ندارد متشكل مىگردد . انسان چنان كه صورت آب و گل و خاك خود را گم كرده گوشت و استخوان و پوست شده است و حيوانات درنده و طيور ديگر حيوانات به اشكال مختلفه كه به هيچيك مشابهت ندارند درآمدهاند . از اجساد ملائكه و جن و شياطين صورت هوا زائل شده و صانع موجودات آنان را به هيئتهاى لطيف مخصوص آفريده است ، به اين جهت اينان را مخلوقات روحانيه گفتهاند . مخلوقات روحانيه براى اينكه از يكديگر تميز داشته باشند اگر چه به اشكال لطيفه و صور مخصوصهء خودشاناند ؛ و ليكن موافق نص جليل وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ « 1 » وضع آنان را غير از خلّاق عالميان كسى عالم و دانا نيست . صور مذكور با تنوع آنان لازم بوده و ليكن چون هريك از آنها به درجهء هوا و رياح رقيق و لطيف مىباشند رؤيت ما آنان را از ممتنعات است . گاهى به بعضى اشكال عارضى يعنى هوايى را كه اجسام آنان را تشكيل مىكند محتوى به يك منظرهء مخصوصى منظور انبيا و اوليا شده و باز زائل مىگردند . متشكل بودن آنها به هر صورت و شكلى كه بخواهند شبيه به لباس پوشيدن ماست . گاهى در جوّ هوا به الوان مختلفه مانند سبزى و زردى و قرمزى و به شكل قوس و قزح ملوّن
--> ( 1 ) . مدّثّر / 31 .