أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

337

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

غريبى ظهور كرده و ابيات آتيه را گفت : قل للقبائل من سليم كلّها * هلك الضّمار و فاز اهل المسجد هلك الضّمار و كان يعبد قبل ان * نزل الكتاب على النّبيّ محمّد انّ الّذي ورث النّبوّة و الهدى * بعد ابن مريم من قريش مهتد يعنى : به افراد قبايل سلمى بگو صنم نام هلاك شده و اهل مسجد كامران گرديدند . ضمار هلاك شد حال آنكه كسانى كه منسوب به قبيلهء شما بودند قبل ازين به او سجده مىنمودند . قبل از آنكه به حضرت محمد قرآن عظيم الشأن نزول كند و شخص كريم كه نبوت را با هدايت توارث نموده است آن حضرت قبل از پسر مريم از آل قريش يك مهتدى است . عباس بن مرداس گويد كه : زمانى كه من از ضمار اين كلمات را شنيدم ضمار را شكستم و با سيصد ( 300 ) نفر از افراد قبيلهء خود به مدينهء منوّره رفته و قبول اسلام نموديم . به موجب فرمانى كه از حضرت رسول صادر گرديد ماجرى را كما جرى عرض و بيان نموديم . اين وقعه از عبد الرّحمان بن انس السلمى روايت گرديده و ضمار مذكور صنمى نيست كه عمر بن الخطاب شكسته بلكه او يك صنم ديگرى به اسم ضمار بوده است . زمانى كه ظهور حضرت ختمى مآب تقرب نموده بود از اصنام بسيار مقالاتى شنيده شد كه مقارن حق و صواب بود و اگرچه كليّهء اصنام نبوت حضرت محمدى را اخبار و اشاعه نمودند ؛ و ليكن عبدهء اصنام اخبارات اوثان را صحيح ديده يعنى حوادثى را كه مىدادند كليتا مطابق واقع يافته به خلوص تام به عبادت اوثان و اصنام اهتمام نموده و اعتماد و اعتقاد خودشان را در حق آنان تحكيم و تشييد نمودند . اصنام خمسه كه در فوق اسامى آنان خبر داده شد بعد چنان كه در فوق مذكور گرديد به تصرف عمرو پسر لحى بن قمعه درآمده عمرو نيز آنها را به مكّهء مكرّمه آورده و به پرستش آنان اشتغال نمود . جاهليهء عرب به هريك از آنها يك اسمى داده و كافهء اعراب