أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
300
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
ديوارها و حيطان نيز از آتش مزبور محترق گشت ؛ و سيلابى هم كه بعد ظاهر شد بندى را هم كه در گذرگاه مجرايب سيل بود منهدم و خراب كرده تا درون بيت اللّه داخل شده و اساس ديوارها را از پا در انداخت . صناديد قريش به واسطه اين وقعهء مؤسفه خواستند كه روى ابنيهء مباركهء بيت اللّه را پوشانيده و تجديد كنند و براى آنكه آن بناى محترم را از جريان سيلى كه ظهور آن در آتى ملحوظ بود نگاهدارند ، مقرّر داشتند كه باب معلّى جناب بيت اللّه را از زمين مرتفعتر و در يك هيئت مطبوع و متين بسازند و گاهگاهى عقد انجمن مشورت مىنمودند كه هركس را به داخل بيت شريف راه ندهند ؛ ولى چون مواد جزئيه را احتياج كلّى داشتند نتايج قرار مذاكرات را به سكوت مىگذرانيدند . درين اثنا به سمع قريشيان رسيد كه در اطراف جدّه يك كشتى بزرگى به گل نشسته و اين كشتى حامل تختههاى بسيار و رخام متنوعه و ساير لوازمات حديديه است و كاپيتان كشتى مزبور هم در صنعت بنائى نهايت مهارت و اطلاع دارد . براى تحقيق اين امر وليد بن مغيره را به جده فرستاده و به جهت اينكه ببينند آيا اين اشيا و محمولات كشتى به كار و مصرف آنها خواهد برآمد يا نه ؟ چند نفر نجار متفنّن ماهر نيز همراه وليد بن مغيره فرستادند . وليد بن مغيره چون به جده رسيد كاپيتان مذكور را پيدا كرده و احمال كشتى را به قيمت بسيار نازل اشترا نموده ، كاپيتان را اظهار نمود كه اين اشيا به بناى مقدّسهء بيت اللّه صرف كرده شده و خود او را نيز براى استخدام در معمارى عمليات اين بنا به مكّه خواهد برد . بناء عليه هم اشياء مرقومه را و هم خود كاپيتان را به مكّهء معظمه آورد . نظر به روايت مورّخين سفينهء مذكوره از طرف قيصر روم به ديار حبشه فرستاده شده بوده است كه كليسائى را كه قبيلهء قريش و على قول طايفهء عجم كه از ايران مأمور شده و آن كليسا را سوزانده بودند تعمير نمايند ؛ و كاپيتان مزبور نيز براى معمارى خرابهء كليساى مسطور معيّن و مأمور شده بود . به حكم « اذا اراد اللّه شيئا هيّأ اسبابه » سفينهء مذكوره چون به درياى احمر مواصلت مىكند يه يك طوفان شديدى دچار شده و براى تسهيل