أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

279

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

افراد قبايل سائره نيز به تفأّل اين طايفه راضى و خوشوقت بودند . هنگام بعثت حضرت رسول صفوان بن اميّة بن خلف بن وهب بن حذافة بن جمح بن تيم مأمور بود . قرعهء جاهليّهء عرب مأموريّت ازلام چنان كه مذكور شد براى رفع شبههء كسانى كه در چيزى شبهه و ريب مىكردند عبارت از تفأّل به واسطهء سه پارچه چوب بوده و اين خدمت در ميان عرب نهايت قدر و مرتبت داشت ؛ ولى در ميان اعراب عصر جاهليه چند قسم قرعه‌هاى ديگر نيز كشيده مىشد و با تيرهايى كه مخصوص كشيدن اين قرعه‌ها بود به يك صورت غريب قمارها نيز بازى مىكردند . مشهورترين آنها ميسر است . ازلام را كه در حضور بت بزرگ ، هبل نام قرعه كشيده مىشد با تيرهاى فال بين يكى نموده و از آن قمار ميسر نام حاصل مىگرديد ؛ زيرا اعراب جاهليّه در نزد هبل نام بت بزرگ هفت پارچه قطعه‌هاى چوب داشتند و هنگام لزوم با اين تخته پاره‌ها قرعه كشيده و به موجب آن عمل مىكردند . در يكى از قطعات چوبهاى مذكور دية المقتول ؛ و در ديگرى نعم الامر ؛ و در يكى لا ؛ و در ديگرى منكم ؛ و در آن ديگرى من غيركم ؛ و در يكى ديگر نيز كلمهء ملصق مسطور بوده است . هر وقت در حكم ديت مقتولى اختلاف مىشد اسامى اشخاصى كه مظنون بودند با تختهء دية المقتول قرعه كشيده مىشد و تختهء ديت به هر اسمى اصابت مىنمود آن شخص به اعطاى ديت محكوم مىشد . اهل جاهليه براى تعيين خير و شرّ امرى نيز به تخته‌هاى نعم و لا قرعه مىكشيدند . اگر قرعهء نعم ظاهر مىشد آن كار را مىكردند و اگر قرعهء لا درمىآمد آن كار را يك سال ديگر تأخير كرده ؛ و در سال آينده باز براى آن كار قرعه مىكشيدند . اگر در نسب شخصى شبهه مىكردند قرعه را با تخته‌هاى منكم ، من غيركم [ و ] ملصق مىكشيدند . اگر به اسم شخص مشكوك النّسب منكم مىآمد او را كمال اعزاز و احترام مىنمودند و اگر من غيركم مىشد معتقد آن بودند كه شخص مذكور با قبيله‌اى كه منسوب به اوست