أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
280
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
همعهد بوده و آن را كه قرعهء ملصق اصابت مىنموده است حكم به مجهول النّسب بودن او مىدادند و به صحّت احكامى كه از اين تختهها استنباط مىكردند نهايت اعتماد را داشتند . براى تعيين محلّ و موقع چاه كندن و آب درآوردن در قرعه تخته پارهاى را كه كلمهء مياه نوشته شده بود انتخاب مىنمودند . و در زمان ختان يك طفل ؛ و يا عروسى يك دختر ؛ و يا دفن يك جنازه باز به طور مشروح قرعه كشيده و به موجب آن عمل مىكردند . مع ما فيه اين قرعهء نيّت در هر موقع و محلّى كشيده نشده مطلقا بايد در داخل كعبهء معظّمه در محلّى كه هبل نام بت بزرگ مركوز بوده است خادم هبل قرعهء مزبور را بشكد . لازم بود شخصى كه قرعه مىكشيد يك صد ( 100 ) درهم و براى قربان كردن چند رأس شتر و يا گوسفند و يا حيوان ديگر تدارك كرده به خادم هبل بدهد و پس از آن متوجّه هبل شده بگويد : الهى اين فلان بن فلان است در نسب او اشتباه شده است يا اينكه ختان خواهيم نمود يا به شوهر خواهيم داد ، راه راست را بر ما اعلام كن . به اين قسم به هر مرادى كه قرعه خواهد كشيد به عينه ياد نموده در امر اظهار حق پس از آنكه به هبل سوگند داد و حيوانهايى را كه آورده بود قربان نموده و به فقرا تقسيم كرده اشاره به كشيدن قرعه مىكند و هرچه قرعه حكم مىكرد معمول مىداشت . يك قسم قرعه كشيدن را نيز حكايت مىكنند . كشيدن اين قسم قرعهها لازم نبوده است كه حكما در نزد هبل بشود . از اهل جاهليّه هركس كه مىشد در هر محلّى كه مىخواست مىتوانست قرعه بيندازد كه اين را تفأّل نيز زمىگفتند . اين قرعه نيز به استقسام ازلام يعنى به تخته پارههاى سالف الذكر كشيده مىشد . اهل جاهليّه خواه به تختههايى كه در نزد هبل كشيده شود و خواه تختههايى را كه هر فال بينى استعمال مىكرد ازلام ، اقلام ، اقداح اطلاق مىكردند كه اگر به زبان ما ترجمه شود تير گفته مىشود . تختههاى فال بينها كه مخصوص تفأّل بودند سه پارچه بوده ، در يكى از اينها « امرنى ربّى » و در ديگر « نهانى ربّى » نوشته شده و در سيم آنها هيچچيزى نقش و حك نشده بود . فالچيان جاهليه براى تعيين خير و شرّ امر مهمّى كه به آنها رجوع مىشد سه تير مزبور را