أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

263

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

رؤساى بنو خزاعه از وقوع اين حادثه به طور فوق العاده در توهم و تأثّر بوده و به طور يقين درك نمودند كه در آينده حكومت مكّهء مكرّمه را نيز از استيلاى آنها خواهد درآورد . بنابراين به اتفاق قبيلهء بنى بكر در محلّى كه ابطح وادى گفته مىشود توابع ابن كلاب را تعاقب كرده گرم محاربه شدند . و چون محاربه امتداد يافت از طرفين مقتول و تلفات زياد ديده شد . و حجّاج عرب كه براى زيارت بيت اللّه از اطراف يمن و مصر آمده بودند ايستاده و تماشا مىكردند . عاقبت خزاعيان طالب مصالحه شده و براى فصل دعوا يعمر بن عوف بن كعب بن ليث بن بكر بن عبد مناف بن كنانه را حكم انتخاب نموده و نصب او را به حكميّت با آن واسطه به ابن كلاب رسانيدند . رؤساى قبايل عرب نيز به ميان آمده ابن كلاب را به عقد مصالحه راضى كردند . تكليفى كه بنو خزاعه مىنمود در نزد قصىّ بن كلاب مقبول شده يعمر بن عوف عساكر طرفين را جمع نموده و گفت : خواه سدانت كعبهء معظّمه و خواه امارت مكّهء مكرّمه اگر در دست ابن كلاب باشد بهتر از آن است كه در استيلاى بنو بكر و بنو خزاعه بشود . حكم مشار اليه اين‌گونه حكم قطعى داده و رجال كافّهء قبايل اين حكم را موافق دلخواه خود ديده و ابن كلاب به منتها آمال و مقاصد خويش نائل گشت . ذيل پس از آنكه يعمر بن عوف دعوا را فصل و حسم نمود به موجب تكليفى كه كافّهء رؤساى قبايل نمودند ، صلحنامهء معتبرى نوشته شده و مقرّر گرديد كه يك نسخهء مصدّق آن در نزد ابن كلاب محفوظ بماند . و در آن صلحنامه مشروط و مقرّر گرديد كه در داخل حدود حرم اللّه از هيچ طرفى به احدى ظلم و تعدّى نشود . و هيچ فردى از بطون جماعات كه منسوب قبايل بنو خزاعه بودند از بطن مر به طرف مكّهء معظّمه نگذرند و به شرط اينكه به شهر شهير مكه داخل نشوند ، در جبال متسلسلهء بلد اللّه سكنا گيرند . در حالتى كه احكام مندرجهء صلحنامهء مذكوره الى وقعهء جليلهء حديبيّه محفوظ بود ، حضرت سلطان الانبيا - عليه آلاف التحية و الثناء - به موجب عرض و استدعايى كه كرده شد طرفدارى و حمايت بقيّهء قبائلى را كه به بنو خزاعه