أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

264

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

منسوب بودند قبول فرمودند ؛ و حتى در مصالحه نامه‌اى كه در وقعهء حديبيّه نوشته شد جماعت قبايل بنو خزاعه را مأذون و مساعده نمودند كه به مكّهء معظّمه داخل شوند . مدّتى كه بنو خزاعه در مكّهء مكرّمه گذرانيد سيصد ( 300 ) سال تمام امتداد داشت . جماعت اقوامى كه به قبايل خزاعه منسوب بودند به كوكب مشعشع شعراى يمانى پرستش مىكردند . مخفى نماناد شعرى در فلك اسم دو كوكب بوده يكى را شعرى العبور ديگرى را شعرى الغميصاء گفته مىشود . اين دو كوكب به زعم عرب خواهران ستارهء سهيل‌اند كه يكى شعراى يمانى و ديگرى شعراى شامى است . اين دو كوكب در حالتى كه موقع آنها دو سر نيزه از همديگر دورند طلوع مىنمياند . نظر به هيئت مرئيّهء آنها يكى از آنها بسيار بزرگ و روشن مايل به جنوب و ديگرى كوچك و متمايل شمال است . آن را كه مايل جنوب است شعراى يمانى و آن ديگر را كه مايل شمال است شعراى شامى خوانند . به اعتقاد اعراب قديم يك شبى شعراى يمانى با سهيل مجرّه را خفية عبور و اغتراب نموده و شعراى شامى از مفارقت اينان آن قدر گريه كرده است كه به غمص العين مبتلا شده و بدين جهت او را شعراى غميصاء اطلاق كرده مىشود . از طايفهء خزاعه اول شخصى كه به شعرى پرستش نمود ابو كبش نام احمق بود . ابو كبش نام از اشراف بنى خزاعه بوده روزى قوم خود را خطاب كرده و گفت : كه كافّهء كواكب در آسمان عرضانى حركت كرده فقط تنها شعرى طولانى حركت مىنمايند پس به اين دليل شعرى غير از كواكب سائره خواهد بود . پس از اين من عبادت اوثان را ترك نموده و شعرى را پرستش خواهم نمود . بنابراين با توابع خود شعرى را معبود قرار داده و به قريشيان آغاز مخالفت نمودند . مشركين قريش براى اشارهء اين امر حضرت رسول را ابوكبش مىگفتند . و خواستند ايجاد دين جديد و مخالفت كردن حضرت رسول را به قريش تشبيه به ابوكبش نمايند . واقعا حضرت فخر كاينات و ابوكبش در امر عبادت اصنام قبيلهء قريش را مخالفت نمودند . انتهى .