أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

258

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

والدهء اوشده است . والدهء غوث زنى از جرهميان بوده است چون مدّة العمر اولادى از او نمىشد روزى نذر كرد خدايا اگر يك فرزند ذكور داشته باشم به كعبهء معظّمه بخشيده و هبه مىكنم . مزبوره حامله شده پس از انقضاى مدّت حمل غوث را زاييد و او را آورده براى ايفاى نذر خود به خدّام كعبهء مكرّمه تسليم نمود . چون غوث بزرگ شده و موقع كارگزارى او رسيد ، مدّت مديده در صحن و ايوان مكّهء مكرّمه خدمت نموده و بدين وسيله درنظر خلق شريف و محترم گرديد . مردم در هر كارى به او مراجعه نموده و هرچه رأى و اعتقاد او مىشد به اقتضاى آن عمل مىكردند . غوث متدرّجا نفوذ و قدرت خود را به جايى رسانيد كه عزيمت و عودت از عرفات به امر او منحصر بود ، آن وقت اصل اجازه را وضع و بنا نمود . وقتى كه والدهء غوث او را به كعبهء مكرّمه بخشيده ايفاى نذر خود نمود ، پدرش مرّه قطعهء آتيه را انشاد كرد . قطعه انّى جعلت ربّ من بنّيه * ربيطة بمكّة العليّه فباركن لى بها اليه * و اجعله لى من صالح البريّة غوث زمّانى كه امر قيام از عرفات را مىداد مىگفت : لا هم الّا تابع تباعه * ان كان آثم فعلى قضاعه پس از وفات غوث رخصت حركت از عرفات و رمى جمار به اولاد و احفاد او منتقل گشت . و چون اين قبيله منقرض شد توليت اجازه را اولاد بنو سعد بن زيد مناة بن تميم حاصل ساخت و تا زمان كه امر توليت به بنو سعد رسيد ، رؤساى جماعتى كه از صلب غوث و يا از سلالهء اولاد و احفاد او بودند به نام صوفه ناميده مىشدند . جماعتى كه بنو سعد ناميده مىشود افراد قبيله‌اى است كه به آل صفوان بن شحنة بن