أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

259

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

عطارد بن عوف بن كعب بن سعد بن زيد مناة بن تميمه منتهى مىگردد . اوّلين شخصى كه از اين قبيله در عرفات مأموريّت اجازه دادن به حجّاج را حائز شد صفوان بن شحنه بوده . سلسلهء نسب كرز بن صفوان كه عصر ميامن حصر حضرت رسول را ادارك نمود به شجرهء اين قبيله ارتباط دارد . استبداد آل صفوان هم در امر اجازت حجّاج كمتر از رؤساى قبيلهء صوفه نبوده است . چون محال و غير ممكن بود كه حجّاج قبل از افراد آل صفوان از عرفات عودت كنند و از صحراى صفا افزاى منا به رمى جمار جرأت نمايند ؛ لهذا مزاحمت صفوانيان خلق را زياده از حد رنجانيده و آزرده خاطر مىداشت . حجّاج در روزهاى رمى جمار به رجال بنى صفوان به كمال عجز و انكسار مىگفتند كه اى واى وقت مىگذرد . بنى صفوان جواب مىدادند : نىنى ، هنوز زود است آفتاب تمايل به غروب نمايد و هرقدر استعجال كرده و زارى مىنمودند همان‌قدر عقب مىماندند . در اين اثنا گفتگوهاى بد و نفرين‌هاى حجّاج حدّ و پايان نداشت . آل صفوان نمىخواستند قبل از حلول وقتى كه خود آنها طالب بودند به عودت حجّاج مساعدت كنند . آل صفوان در اين خصوص نيز امساك كرده ابتداء گردنهء منا را گرفته آنهايى را كه منسوب به خودشان بودند آهسته آهسته مىگذرانيدند ، بعد نوبت به ديگران مىرسيد . حجّاج تا انقراض آل صفوان و آل صوفه به اين قسم ناملايمات صبر و تحمّل مىنمودند . اوس بن تميم بن معرد السعدى درجهء استبداد آل صفوان را در خصوص اعطاى اجازت حجّاج در بيت آتى تعريف نموده و ما را از آوردن دلايل ديگر در اثبات ظلم صفوانيان مستغنى داشته است . بيت عربى لا يبرح النّاس ما حجّوا معرّفهم * حتّى يقال اجيزوا آل صفوانا چنان كه در فوق نيز مذكور شد ، در اثنائى كه آل صوفه و آل صفوان حجاج را به طور