أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

257

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

كلاب را اعلام نمود كه به اتّفاق جنگاوران قبيلهء خود قصى بن لاب را امداد خواهد نمود . رزاح نيز برادران صلبى خود : حنّ ، محمود ، جلهمه را باجمّ غفيرى از ابطال كه در حوزهء ادارهء آنها بودند با اسلحهء متينه و مناسبهء عصر مسلّح ساخته در زمان معيّن به همراهى همهء آنان به مكهء مفخمه توجّه و ايلغار نمودند . آن وقت قبيلهء صوفه كه منسوب به غوث بن مرّة [ بن اد بن طابخه ] بود اجازهء عرفات و رمى جمار و طايفهء قبيلهء عدوان بن عمرو بن قيس بن غيلان نيز اجازهء مزدلفه را از اسلاف خود توارث نموده و مواسم حجّ حجّاج قبائل سائره را به عرفات برده و مىآوردند و قبايل بنو خزاعه هم بقعهء مقدّسهء كعبهء محترمه را حفظ و حراست مىنمودند . اين استبداد به درجه‌اى رسيده بود تا اينكه قبيلهء صوفه كه از بقيّهء اقوام جراهمه بود رمى جمار را تكميل نمىكردند و طايفهء عدوان نيز وقفهء مزدلفه را تمام نمىنمودند ، احدى از حجّاج سائره مقتدر نبودند كه به عرفات درآمده و به مزدلفه معاودت كنند . و حتّى روزى كه مىبايست به مكّه مراجعت شود قبيلهء صوفه به طور مذكور گذرگاه منا را گرفته تا اينكه افراد قبيله خود را كاملا از گردنهء منا نمىگذرانيدند ، احدى از حجّاج قبايل سائره را راه نمىدادند . استطراد لفظ صوفه لقب غوث بن آد و على قول لقب غوث بن مرّة بن طابخة بن الياس بن مضر است كه پدر نسبى جماعتى از قبيلهء مضر است . افراد منسوبهء به اين جماعت در زمان جاهليهء عرب چنان كه مذكور شد خدمت كعبهء معظّمه را توارث نموده و مأموريّتهاى اجازه و افاضه از عرفات نيز منحصرا به اين قبيله انتقال داشته است كه پس از وقعهء عرفات يكى از افراد اين جماعت برخاسته به آواز بلند : اجيزي صوفه ؛ و يكى ديگر قيام كرده : اجيزي خندف مىگفته است . بدين جهت كافهء بطونى كه به اين جماعت منسوب بودند على العموم از عرفات حركت مىكردند ، در عقب اينها حجّاج سائره نيز به راه مىافتادند . مأموريّت اجازه در زمان غوث اختراع كرده شده است و رسيدن غوث به اين مأموريّت نيز به واسطهء